( هستى ) وجود داشته كه در آن مرحله عقول بشر دسترسى بدان نداشته ، با اينكه كار عقل اين است كه هرامر فكرى و مسألهء ذهنى را درك كند ، هرچند كه آن مسأله در نهايت درجهء دقت و لطافت باشد .
درنتيجه از اين آيه فهميده مىشود كه كتاب برحسب موطن نفس الامرى و واقعيتش ما فوق فكر و اجنبى از عقول بشرى است ، و خداى تعالى آن را از آن موطن پايين آورده ، به اين اميد كه عقول بشر با آن انس بگيرد و حقايقش را بفهمد ، و چون استعمال كلمه « اميد » دربارهء خداى تعالى صحيح نيست ، لاجرم بايد گفت اميد قائم به مقام و يا به مخاطب است ، نه به خود گوينده ، كه خداى تعالى است . « 1 »
س 1092 - آيا اين قرآنى كه نازل و در خور فهم بشر شده است و به صورت كتابى عربى درآمده ، درك و تعقّل ما از آن ، عين همان قرآنى است كه در امّ الكتاب است و مطابقت تامّ و تمام دارد ؟
و يا اين است كه كاملا مطابق آن نيست ؟
ج - قسمت دوّم قطعا باطل است ، براى اينكه خود خداى تعالى مىفرمايد :
« وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ ،
قرآن در امّ الكتاب است » « 2 » و نيز مىفرمايد :
« بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 18 ، ص 122 .
( 2 ) . سورهء زخرف ، آيهء 4 .