نمىسازد ، بلكه هرچه فتنهها بيشتر فشار بياورد ، پابرجا و ريشهدارتر مىگردد .
پس غرض سوره اعلام اين معنا است كه مردم خيال نكنند به صرف اينكه بگويند ايمان آورديم دست از سرشان برمىدارند ، و در بوتهء آزمايش قرار نمىگيرند ، نه ، بلكه حتما امتحان مىشوند ، تا آنچه در دل نهان دارند ظاهر شود و معلوم شود ايمان است يا كفر .
پس فتنه و محنت يكى از سنّتهاى الهى است كه به هيچوجه و دربارهء هيچ كس از آن گذشت نمىشود ، همانطور كه در امتهاى گذشته از قبيل قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، شعيب و موسى جريان يافت ، و جمعى استقامت ورزيده و جمعى ديگر هلاك شدند و در امتهاى حاضر و آينده نيز جريان خواهد داشت .
و خدا به كسى ظلم نكرده ، و نمىكند ، اين خود امتها و اشخاصند كه به خود ظلم مىكنند .
اگر قيام به وظايف دينى براى انسانى كه ايمان به خدا آورده دشوار و يا غير ممكن شد بايد به ديارى ديگر مهاجرت كند كه بتواند به وظيفههاى دينى خود عمل كند ، چون ، زمين خدا وسيع است .
و هرگز نبايد بخاطر ترس از گرسنگى و ساير امور زندگى از مهاجرت چشم بپوشد ، براى اينكه رزق بندگان به عهدهء خدا است .
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: مراد على شمس
ص٢٥٤