تسليم نشد ، پس وحى آسمانى با اينكه نتوانست مجتمع بشرى را اداره نموده او را به صراط حق بيندازد چه احتياجى به وجود آن هست ؟
ج - در پاسخ مىگوييم : اين بحث دو جهت دارد ، يكى اينكه خدا يتعالى چه بايد بكند ؟ و ديگرى اينكه بشر چه كرده است ؟
از جهت اوّل گفتهايم بر عنايت الهى واجب است كه مجتمع بشرى را به سوى تعاليمى كه مايهء سعادت او است و او را به كمال لايقش مىرساند هدايت كند ، و اين همان هدايت به طريق وحى است كه در اين مرحله عقل به تنهايى كافى نيست ، و خداى تعالى نمىبايد تنها به دادن عقل به بشر اكتفا كند .
و جهت دوم بحث اين است كه بشر در مقابل اين دو نعمت بزرگ يعنى نعمت عقل كه پيامبر باطن است و نعمت شرع كه عقل خارج است چه عكس العملى از خود نشان داده است . بحث ما تنها در جهت اوّل است .
جارى نشدن تعاليم انسانساز انبياء در بين مردم ، مگر در بين افراد محدود ضررى به بحث ما نمىزند و وجههء بحث و نتيجهء آن را تغيير نمىدهد ، ( پس همانطور كه به خاطر عمل نكردن بشر به دستورات عقلى نمىشود گفت چرا خدا به بشر عقل داده ، عمل نكردن او به
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: مراد على شمس
ص٢٣