پس نه تنها عقل هميشه خطا نمىرود ، بلكه اصلا ميان عقل و خطا رابطهاى نيست .
و امّا اينكه مىبينم گاهى عقل و يا حواس ما در درك مسائل عقلى و يا حسى به خطا مىروند ، اين نه به خاطر اين است كه ميان عقل و حواس ما با خطا رابطهاى است ، بلكه علت ديگرى دارد ، كه بايد براى به دست آوردن آن به جائى ديگر مراجعه كرد ، چون اينجا جاى بيان آن نيست ( و راهنما خداست ) . « 1 »
س 963 - چرا قرآن كريم طريقه و مسلك حسّيين يعنى علمائى كه همهء اعتمادشان بر حسّ و تجربه استوار است ، و احكام عقلى صرف را در بحثهاى علمى راه نمىدهند و به شدّت تخطئه و نفى مىكند ؟
ج - براى اينكه اوّلين و مهمترين مسألهاى كه قرآن كريم در بيان آن اهتمام ورزيده مسأله توحيد است كه تمام معارف حقّه ( اخلاقى و علمى دين ) را كه بيان كرده و مردم را به سويش دعوت مىكند به آن برمىگردد .
و پيداست كه توحيد بيشاز هرمسئلهاى از حسيّات دور و از مادّه دور تر و جدا است و به احكام عقلى محض ارتباط دارد . و قرآن مىرساند كه اين معارف حقيقى همه از فطرت منشأ مىگيرد .
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 77 .