تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
علم ندارند . اگر پرسيده شود از كجاى كلام خدا برمىآيد كه همه عالمند و بهره‌اى از علم دارند ؟ مىگوييم از آيهء :
« قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ،
( آن اعضاء جواب ) گويند خدايى كه همهء موجودات را به نطق آورد ، ما را نيز گويا گردانيد . » « 1 » و نيز آيهء :
« فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ،
فرمود كه اى آسمان و زمين همه به سوى خدا ( و اطاعت فرمان حق ) به شوق و رغبت يا به جبر و كراهت بشتابيد . آنها عرضه داشتند ما با كمال شوق و ميل به سوى تو مىشتابيم » « 2 » ، و آياتى كه اين معنا را افاده كند بسيار است . پس هيچ موجودى فاقد علم نيست بنابراين خيلى آسان است كه بگوييم هيچ موجودى نيست مگر آنكه وجود خود را درك مىكند ( البته مرحله‌اى از درك ) و مىخواهد با وجود خود احتياج و نقص وجودى خود را كه سراپايش را احاطه كرده اظهار نمايد ، احتياج و نقصى كه غناى پروردگار و كمال او آن را احاطه نموده است ، پس هيچ موجودى نيست مگر آنكه درك مىكند كه ربّى غير از خداى تعالى ندارد ، پس او پروردگار خود را تسبيح نموده و از داشتن شريك و يا هرعيبى منزه مىدارد . با اين بيان به خوبى روشن مىگردد كه وجهى ندارد كه ما تسبيح زمين و آسمان را در آيه مورد بحث حمل بر مطلق دلالت كرده و مرتكب مجاز شويم ،
هامش
( 1 ) . سورهء فصّلت ، آيهء 21 . ( 2 ) . سورهء فصّلت ، آيهء 11 .