كه از هرسو به جانبش قصد مىكنند تا حوايجشان را برآورد » و چون در آيهء مورد بحث مطلق آمده همين معنا را مىدهد ؛ پس خداى تعالى سيّد و بزرگى است كه تمامى موجودات عالم در تمامى حوائجشان او را قصد مىكنند .
در اينجا روشن مىشود كه اگر الف و لام بر سر كلمهء « صمد » در آمده ، منظور افاده حصر است ، مىفهماند تنها خداى تعالى صمد على الاطلاق است .
بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : كلمهء « صمد » بهمعناى هرچيز توپرى است كه جوفش خالى نباشد ، و درنتيجه نه بخورد و نه بنوشد و نه بخوابد و نه بچه بياورد و نه از كسى متولد شود . كه بنابراين تفسير ، جملهء
« لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ »
تفسير كلمهء « صمد » خواهد بود . « 2 »
* * * * * *
هامش
( 1 ) . روح المعانى ، ج 30 ، ص 274 .
( 2 ) . الميزان ؛ ج 20 ، ص 671 و 672 . [ با تصرف ]