بنابراين ، كسى كه نعمتهاى الهى را در طريق عصيان صرف مىكند ، به طور تكوينى ناسپاسى مىكند .
شكر تشريعى آن است كه انسان در مقام شكرگزارى برآيد و با قلب و زبان از پروردگار خود سپاسگزارى نمايد .
همان گونه كه در سابق نيز اشاره شد هيچ كس توان شكر نعمتهاى خدا را ندارد ، چرا كه همين توفيق شكرگزارى و فكر و عقل و زبان و دست و پايى كه انسان به وسيلهء آن شكر قلبى و لسانى و عملى را انجام مىدهد همه از نعمتهاى خدا است و اين توفيق و ابراز هنگامى كه در مسير شكرگزارى به كار گرفته مىشود نعمت ديگرى است كه خود نيازمند شكر ديگرى است . به همين دليل همان گونه كه در روايات اسلامى اشاره شده برترين شكر آدمى اظهار عجز و ناتوانى از شكر خدا در برابر نعمتهاى او است و عذر تقصير به پيشگاه حق بردن ، ورنه سزاوار خداوندى خدا را كسى نمىتواند بجاى آورد .
بسيارى از مطالب مربوط به شكر را كه نقطه مقابل كفران و ناسپاسى است در بحثهاى گذشته آورديم ، و براى تكميل اين بحث به ذكر بعضى از آيات قرآنى و روايات معصومين عليهم السلام بسنده مىكنيم .
قرآن مجيد صبر و شكرگزارى را قرين هم قرار داده و آن را وسيلهء شكوفايى علم و ايمان در كانون قلب انسان شمرده است مىفرمايد : « وَ مِنْ آياتِهِ الْجَوْارِ فِى الْبَحْرِ كَالاعْلامِ انْ يَشْأ يُسْكِنِ الرِيحَ فَيَظْلَلْنَ رَواكِدَ عَلى ظَهْرِهِ انَّ فِى ذلِكَ لاياتٍ لِكُّلِ صَبَّارٍ شَكورٍ ؛ از نشانههاى خدا ، كشتىهايى است كه همچون كوه در درياها ( به نيروى باد ) حركت مىكند اگر بخواهد باد را آرام مىسازد تا كشتىها بر پشت دريا متوقّف شوند ، به يقين در اين امر نشانههايى ( از عظمت خدا است ) براى هر صبر كنندهء شكرگزار » « 1 » .
شبيه همين تعبير در آيات ديگرى از قرآن نيز آمده است .
گاه به نعمت چشم و گوش و عقل كه مهمترين ابزار شناخت و معرفت انسانى
هامش
( 1 ) . شورى ، آيهء 32 و 33 .