دانست كه تا چه حد مواهب الهى بر ما عظيم است و توان ما بر شكر و سپاس او ناچيز .
توجّه به اين امور ريشههاى ناسپاسى را مىسوزاند ، و روح شكرگزارى را در انسان زنده مىكند .
و از اينجا مىتوانيم راه درمان ناسپاسى را به خوبى پيدا كنيم . و از اين رو گفتهاند : نخستين راه تحصيل شكرگزارى معرفت و تفكّر در صنايع الهيّه و انواع نعمتهاى ظاهرى و باطنى او است . « 1 »
راه ديگر نگاه كردن به افرادى است كه زندگى پستترى از انسان دارند . هر قدر در زندگى آنها دقيقتر شود ، روح شكرگزارى در او زندهتر مىگردد ، در حالى كه اگر به بالا دست خود بنگرد وسوسههاى شيطانى ناسپاسى در او آشكار مىشود .
از سوى سوم به اين مسأله بينديشيد كه هر مصيبت و بلايى از بلاهاى دنيا بر او فرود آيد بدتر از آن هم تصوّر مىشود ، شكر كند كه گرفتار بدتر از آن نشود .
نقل شده است كسى به يكى از بزرگان شكايت برد و گفت : دزد به خانهء من آمده و همه چيز را با خود برده است ، به او گفت : برو شكر خدا كن كه اگر به جاى آن دزد شيطان به خانه تو مىآمد و ايمان تو را مىبرد چه مىكردى ؟ « 2 »
امام صادق عليه السلام در كتاب توحيد معروف مفضّل كه از حقايق توحيد ، عبارات گويا و دلايل روشن و تحليلهاى شگفتانگيز ، سخنان فراوانى بيان فرموده گاه به ذكر نعمتهاى بزرگ الهى مىپردازد ، تا از اين طريق انسانها را به شناخت منعم حقيقى آشنا سازد .
از جمله در بخشى از سخنان خود به نعمت سخن گفتن و نوشتن كه دو پايهء اصلى تمدّن انسانى است اشاره مىفرمايد و بعد از بيان مشروحى مىفرمايد : اگر خداوند ابزار اين دو كار را در اختيار او نگذاشته بود ، نه توان بر سخن گفتن داشت نه نوشتن ، آرى خداوند زبان و ذهنى در اختيار بشر گذارده كه به كمك آن دو
هامش
( 1 ) . معراج السعاده ، صفحه 810 .
( 2 ) . المحجّة البيضاء ، جلد 7 ، صفحه 227 .