شكرگزارى از صفاتى است كه خداوند در آن با بندگان مشترك است ، منتها شكرگزارى بندگان در برابر خداوند به معنى صرف نعمتهاى او در موارد رضاى او است ، و شكرگزارى خداوند به معنى قدردانى از بندگان شكرگزار از طريق پاداشهاى شايسته است .
از بعضى ديگر از آيات قرآن استفاده مىشود كه توجه به نعمتهاى الهى كه سبب مىشود كه انسان در صدد شكرگزارى برآيد عامل بازدارندهاى در برابر گناهان است ، در آيهء 74 سورهء اعراف خطاب به گروهى از اقوام پيشين مىفرمايد : « فَاذْكُرُوا آلاءَ اللّهِ وَلا تَعثَوا فِى الأَرْضِ مُفْسِدينَ ؛ نعمتهاى خدا را به ياد آوريد ، و در زمين فساد نكنيد » .
در آيهء 69 همين سوره مىفرمايد : « فَاذْكُرُوا آلاءَ اللّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ؛ نعمتهاى خدا را به ياد آوريد شايد رستگار شويد » .
اين تعبير به خوبى نشان مىدهد كه يادآورى نعمتهاى خداوند و سپاس او سبب رستگارى است .
كوتاه سخن اين كه ريشهء تمام سعادتها و سرچشمهء عظيم بركات الهى همان شكرگزارى است كه روز به روز انسان را به خدا نزديكتر و پيوند عشق و محبّت بندگان را با خدا محكمتر مىسازد كه عاملى براى تقوا و پرهيزگارى و طريقى بهسوى رستگارى است .
فلسفهء شكرگزارى
ممكن است انسانها در برابر نعمتهايى كه به ديگرى مىبخشند انتظار شكرگزارى داشته باشند ، و يا حتّى در بعضى از شرايط به آن نيازمند باشند ، خواه نياز روحى باشد ، و يا نياز به خاطر موقعيتهاى اجتماعى .
ولى بىشك خداوندى كه از همگان بىنياز است و اگر تمام جهانيان كفران كنند ، يا كافر شوند گردى بر دامان كبريائيش نمىنشيند ، نيازى به شكرگزارى بندگان ندارد ، بنابراين اين همه تأكيد در مسأله شكرگزارى كرده است - همانند ساير