ميان فرشتگان داشت به كلّى از دست داد ، و بر اثر خودبزرگبينى ، بى نهايت حقير و ناچيز گشت ، قاعدتاً مىبايست متوجّه اشتباه بزرگ خود شود ، و به سوى خدا باز گردد ، و اين آلودگى را با آب توبه بشويد و آتشى را كه بر دامنش نشسته با اشك شرمسارى خاموش كند ، ولى اين كار را نكرد ، بلكه تلاش كرد كه در لجن زار عصيان باز هم فروتر رود و اين دليلى جز تكبّر و حسادت و لجاج نداشت ، تصميم گرفت از آدم و فرزندان او انتقام بگيرد و آنها را با وسوسههاى خود گمراه كند ، نه تنها يك روز و دو روز ، و يك ماه و يك سال ، بلكه تا پايان دنيا به اين كار زشت و نفرتانگيز ادامه دهد ، همه جا بزم گناه را گرم كند و در هر اجتماعى لجن پراكنى نمايد و تا آنجا كه مىتواند زن و مرد و كوچك و بزرگ را به فساد و بدبختى بكشاند .
اينجا بود كه عرض كرد : « خداوندا ! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده و زنده بگذار - فرمود : درخواست تو را پذيرفتم ، تو از مهلت داده شدگان هستى ( اكنون با اين عمر طولانىِ عجيب چه كارى مىخواهى انجام دهى ) عرض كرد : حال كه مرا گمراه ساختى من بر سر راه مستقيم تو مىنشينم و براى آنها كمين مىكنم ( و از هر سو به گمراه ساختن آنها مىپردازم ) ( قالَ انْظِرْنِى الَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ - قالَ انَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ - قالَ فَبما اغْوَيْتَنِى لاقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ ) .
بى شك عمر طولانى سرمايه بزرگى براى هر كس مىتواند باشد كه در آن بر حسنات خود بيفزايد ، اشتباهات خود را اصلاح كند ، و اگر گذشتهء تاريكى داشته است آن را مبدّل به آيندهاى نورانى كند ، ولى اين عمر طولانى براى طاغيان و ياغيان و لجوجان نتيجهء معكوس داشت .
اجابت دعاى او در زمينهء اين عمر طولانى يك رحمت الهى بود و شايد پاداشى بود براى عبادت چندين هزار سال او در دنيا ، شايد بيدار شود و باز گردد ، ولى اين نعمت هنگامى كه به دست افراد لجوج ، طاغى و ياغى بيفتد تبديل به نقمت مىشود .
* * * چهارمين آيه سخن از لجاجت قوم نوح عليه السلام است كه در برابر پيامبر بسيار مهربان
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٠