روشن و آيهء بيّنه را مىديدند باز بر انكار اصرار مىورزيدند ، و خداوند براى بيدار كردن آنها گاه آنها را در فشار بلاها قرار مىداد و گاه نعمت فراوان به آنان ارزانى مىداشت ، نه آن بلا و عذاب ، و نه اين نعمت و رحمت ، هيچ يك در آنها اثر نداشت چون لجوج و متعصّب و نادان بودند .
به گفته بعضى از مفسران ، طغيان اشكال مختلفى دارد ، طغيانِ علم ، همان تفاخر ، و طغيان مال ، بخل و طغيان عبادت ، ريا و طغيان نفس ، پيروى از شهوات « 1 » و انسان بر اثر لجاجت گرفتار همهء اين طغيانها مىشود .
* * * در دوّمين آيه باز سخن از مشركان لجوج است كه به هيچ قيمت حاضر نبودند تسليم منطق گويا و روشن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شوند ، و خدايان ساختگى خود را رها سازند .
قرآن مجيد در اين آيه مىگويد : « آيا آن كسى كه شما را روزى مىدهد اگر روزيش را قطع كند و از شما باز دارد ( آيا بتها مىتوانند به شما روزى دهند ؟ ) ولى آنها در سركشى و فرار از حق لجاجت مىورزيدند » ( امَّنْ هذَا الَّذِى يَرْزُقُكُمْ انْ امْسَكَ رِزْقَهُ بَلْ لَجُّوا فِى عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ ) .
قرآن مجيد مكرر اين سخن را در برابر بت پرستان تكرار مىكند كه از بتهاى شما هيچ كارى ساخته نيست ، نه از شما در برابر دشمن دفاع مىكنند و نه به شما روزى مىدهند ، نه با شما سخن مىگويند ، نه زيانى دارند و نه نفعى و نه عقل و نه شعورى ، با اين حال دليل پرستش آنها چيست ؟ ولى با اين كه آنها هيچ پاسخى براى اين سخن نداشتند باز هم لجوجانه به پرستش بتها ادامه مىدادند .
در سومين بخش از اين آيات به نخستين لجوج و متعصب يعنى شيطان اشاره مىكند ، هنگامى كه بر اثر تكبّر ، مطرود درگاه خداوند شد و مقام منيعى را كه در
هامش
( 1 ) . روح البيان ، جلد 6 ، صفحهء 98 .