وسعت آن به وسعت آسمانها و زمين است در بيان اوصاف آنها نخست مسألهء انفاق را مطرح مىكند و مىگويد : « اين پرهيزكاران كسانى هستند كه در وسعت و پريشانى انفاق مىكنند » ( الَّذينَ يُنْفِقُونَ فى السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ ) سپس مىافزايد : « و خشم خود را فرو مىبرند » ( وَ الْكاظِمينَ الْغَيظِ ) و در نتيجه از « خطاهاى مردم مىگذرند » ( وَالْعافِيْنَ عَنِ النّاسِ ) و در مجموع آنها افرادى نيكوكارند ، « چرا كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد » ( وَ اللَّهُ يُحِبُّ الُمحسِنينَ ) .
جالب اين كه در آيهء بعد از آن وعدهء آمرزش و مغفرت به آنها داده شده كه اگر لغزشى براى آنها پيدا شود ، و گناهى از آنها سرزند به ياد خدا بيفتند و استغفار كنند ، خداوند آنها را مشمول عفو خود قرار مىدهد .
اشاره به اين كه همان گونه كه آنها ديگران را عفو مىكنند و از خطاهايشان مىگذرند ، خداوند هم آنها را عفو مىكند و از خطاهايشان مىگذرد .
به هر حال « كظم غيظ ؛ فرو بردن خشم » در اين آيه به عنوان يكى از صفات برجستهء پرهيزكاران ، و در ردههاى اول بيان شده است . « 1 »
* * * در سوّمين آيه سخن از خشم و غضب يكى از پيامبران الهى يعنى « يونس » عليه السلام نسبت به امت خويش است . خشمى كه در ظاهر مقدس بود ولى در واقع از عجله و دستپاچگى نشأت مىگرفت و به همين دليل خداوند به خاطر اين « ترك اولى » او را در تنگناى شديدى قرار داد و سرانجام از اين « ترك اولى » توبه كرد ، مىفرمايد :
« و ذا النُّونِ » ( يونس ) را ( به يادآور ) در آن هنگام خشمگين ( از ميان قوم خود ) رفت ، و چنين مىپنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت ( اما هنگامى كه در كام نهنگ فرو
هامش
( 1 ) . « كَظيم » صيغه مبالغه از مادهء كظم ( بر وزن نظم ) در اصل به معنى بستن گلوى مشك بعد از پر شدن است ، به همين دليل كظيم به كسى گفته مىشود كه مملو از غضب شده و خويشتن دارى مىكند و به اصطلاح دندان بر جگر مىگذارد و صرف نظر مىكند ، و غيظ به معنى شدت خشم است كه بر اثر بروز ناملايمات به انسان دست مىدهد و به نظر مىرسد كه غيظ مرحلهء شديد و بالاى خشم مىباشد بنابراين كظم غيظ به معنى خويشتندارى و سلطهء بر نفس به هنگام بروز شدّت غضب است و اين صفت بسيار بالايى است .