تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
2 - در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام مىخوانيم كه فرمود : « وَ احْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَانَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يَقُولُ : انَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِى الْمُؤمِنِ بى انْ خَيْراً فَخَيْراً وَ انْ شَرّاً فَشَرّاً ؛ نسبت به خداوند حسن ظن داشته باش ، چرا كه خداوند متعال مىفرمايد : من در نزد گمان بنده مؤمن خويشم ( و با آن همراهم ) اگر گمان خير داشته باشد به نيكى با او عمل مىكنم و اگر گمان بدى داشته باشد به بدى » . « 1 » 3 - شبيه همين معنى به صورت جامع‌ترى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود : « وَالَّذِى لا الهَ الَّا هُوَ لايَحْسُنُ ظَنُّ عَبْدٍ مُؤمِنٍ بِاللَّهِ الَّا كانَ اللَّهُ عِنْدَ ظَنَّ عَبْدِهِ الْمُؤمِنِ لِانَّ اللَّهَ كَرِيْمٌ بِيَدِهِ الْخَيْراتُ يَسْتَحْيِى انْ يَكُونَ عَبْدُهُ الْمُؤمِنُ قَدْ احْسَنَ بِهِ الظَّنِّ ثُمَّ يُخْلِفُ ظَنَّهُ وَ رَجائَهُ فَاحْسِنُوا بِاللَّهِ الظَّنَّ وَ ارْغَبُوا الَيْهِ ؛ قسم به خدايى كه معبودى جز او نيست هرگاه بندهء مؤمنى حسن ظن به خدا داشته باشد خدا نزد گمان بندهء مؤمن خويش است زيرا خداوند كريم است و تمام نيكىها به دست او است ، حيا مىكند از اين كه بندهء مؤمنش حسن ظن به او داشته باشد ، سپس او گمان و اميد او را ناكام كند ، بنابراين حسن ظن به خدا داشته باشيد و به سوى او رغبت كنيد » . « 2 » 4 - در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين آمده است كه فرمود : « رَأَيْتُ رَجُلًا مِنْ امَّتى عَلى الصِّراطِ يَرْتَعِدُ كَما تَرْتَعِدُ السَّعْفَةُ فى يَوْمِ رِيْحٍ عاصِفٍ وَ جائَهُ حُسْنُ ظَنِّهِ بِاللَّهِ فَسَّكَنَّ رَعْدَتَهُ ؛ ( در عالم مكاشفه ، يا به هنگام معراج ) مردى از امّتم را به صراط ديدم كه شديداً مىلرزد ، آن گونه كه شاخهء درخت نخل در روز طوفانى مىلرزد ، در اين هنگام حسن ظنش به خدا به سراغ او آمد و به او آرامش بخشيد » . « 3 » 5 - در حديثى از امام صادق عليه السلام در تفسير حسن ظن باللّه مىخوانيم : « حُسْنُ الظَّنِّ بِاللَّهِ انْ لاتَرْجُوَا الَّا اللَّهَ وَ لاتَخافَ الّا ذَنْبَهُ ؛ حسن ظن به خداوند اين است كه تنها به خدا اميد داشته باشى و جز از گناهت نترسى » . « 4 » * * *
هامش
( 1 ) . همان ، صفحه 72 ، حديث 3 . ( 2 ) . بحار الانوار ، جلد 67 ، صفحه 365 ، حديث 14 . ( 3 ) . مستدرك الوسائل ، جلد 11 ، صفحه 250 . ( 4 ) . اصول كافى ، جلد 2 ، صفحه 72 ، حديث 4 .