مجامع جهانى كه به آن پيوستهاند و آن را جزء آن مىدانند توجه نكرده و آن را به كلى فراموش مىكنند و هميشه از بهانههاى واهى و سست كه همه جا مىتوان به آن دست يافت براى پيمان شكنى خود متشبّث مىشوند .
اين مسأله در عصر و زمان ما به قدرى روشن است كه بعضى از مفسران « 1 » آيهء فوق را از آيات اعجازآميزى مىدانند كه در آن خبر از آيندهاى دور داده شده است و گويى به هنگام نزول آيه پيمان شكنىهاى يهود عصر ما در برابر چشمان پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است .
آنها پيمانهاى زيادى با پيامبرشان موسى عليه السلام و پيامبران بعد از او داشتند ، و پيمانهايى هم با پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ولى به هيچ كدام وفادار نماندند .
تعبير به فريق ( گروه ) در آغاز آيه ، و تعبير به اكثر در پايان آن نشان مىدهد كه منظور از فريق در اينجا اكثريت جمعيت پيمان شكن بنى اسرائيل است و نيز اين تعبير نشان مىدهد كه پيمان شكنى و عدم ايمان رابطهء نزديكى با هم دارند .
* * * تعبيرات آيات بالا به خوبى نشان مىدهد كه وفاى به عهد و پيمان در تعليمات اسلام جايگاه رفيعى دارد ، يكى از نشانههاى ايمان و همطراز تقوا و همسنگ امانت است و به قدرى اهميت دارد مسلمان و غير مسلمان در آن يكسان است ، يعنى هنگامى كه انسان با شخص يا گروهى عهد و پيمان ببندد ، بايد به آن پايبند باشد خواه طرف او مسلمان مؤمنى باشد يا كافرى فاسق ، مادام كه او به عهدش وفادار است بايد ما هم وفادار باشيم . و نيز نشان مىدهد كه يكى از مهمترين عوامل بدبختى انسان پيمان شكنى و عدم وفاى به عهد است .
* * *
هامش
( 1 ) . تفسير مراغى ، جلد اول ، صفحه 177 .