و ممكن است اشاره به همهء پيمانهاى بالا اعم از فطرى و تشريعى باشد .
به هر حال آيهء بالا گواه بر اين حقيقت است كه مسألهء پيمان شكنى و عدم پايبندى به عهدها ، يكى از عوامل مؤثّر بدبختى همهء امتها بوده است ، همان گونه كه در دنياى امروز نيز چنين است تا ضعيف و ناتوانند طرفدار عهد و پيمانند و همين كه قدرتمند شدند عهد و پيمانى را به رسميت نمىشناسند ، و زور و قلدرى معيار رابطهء آنها با ديگران است .
* * * در هشتمين و آخرين آيهء مورد بحث بعد از ذكر بخشى از جنايات يهود و عوامل آن مىفرمايد : آيا هر بار آنها عهد و پيمانى با خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله بستند جمعى از آنان ، آن را دور نيفكندند و با آن مخالفت نكردند ، آرى اكثر آنها ايمان نمىآوردند ( و اين پيمان شكنى نيز بخشى از كفر و بىايمانى آنها را تشكيل مىدهد ) ( اوَ كُلَّما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ اكْثَرُهُمْ لا يُؤمِنُونَ ) .
از يك سو از آنها پيمان گرفته شده بود كه به پيامبر موعود كه بشارتش در تورات آمده است ايمان بياورند ، نه تنها ايمان نياوردند بلكه پيمانى را كه با پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هنگام هجرت به مدينه بستند كه لااقل به دشمنان آن حضرت نپيوندند ، آن را نيز شكستند ، و مخصوصاً در جنگ احزاب آشكارا با مشركان مكه هم صدا شدند ، و بر ضد اسلام و مسلمين موضع گرفتند .
اين شيوهء ديرينه يهود است كه غالباً به عهد و پيمان خود وفادار نيستند ، و هر زمان گوشهاى از منافعشان به خطر بيفتد ، تمام عهدها را به دست فراموشى مىسپرند .
هم اكنون صدق گفتار قرآن را در عصر و زمان خود در پيمانهايى كه صهيونيستها مىبندند مشاهده مىكنيم كه هر وقت منافعشان به خطر بيفتد ، عهدنامههايى را كه چند روز يا چند ماه پيش با مخالفان خود امضا كردهاند رسماً زير پا مىگذارند ، و حتى به معاهدات بينالمللى در زمينهء روابط ملتها و مصوّبات
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٥٢