تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
اين است كسى كه دخترش در خانهء پيامبر صلى الله عليه و آله بود يعنى ابو بكر ) ولى منظور گوينده اين بود آن كسى كه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمهء زهرا عليها السلام در خانهء او بود ، يعنى على عليه السلام . 5 - در داستان سعيد بن جبير و حجاج مىخوانيم هنگامى كه حجاج از او سؤالاتى كرد ، مىخواست بهانه‌اى براى قتل او بتراشد ، پرسيد تو مرا چگونه آدمى مىدانى ؟ گفت : انت عادل ( عادل در لغت عرب دو معنى دارد يكى به معنى عدالت پيشه و ديگر به معنى شخص كافر است كه عديل و شريك براى خدا قائل است ، همان گونه كه قرآن مىگويد : « ثُمَ الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ؛ كافران براى پروردگار خود ، شريك و شبيه قرار مىدهند » . « 1 » از آنچه در بالا آمد روشن شد كه توريه هرگز دروغ نيست ، چرا كه نيّت گوينده سخن راستى بوده و عبارات او نيز تاب آن معنى را داشته است هر چند شنونده به خاطر ذهنيت خودش چيز ديگرى را از آن فهميده و معلوم است اشتباه شنونده در فهم معنى كلام ارتباطى به گوينده ندارد . و از اينجا روشن مىشود در مواردى كه به خاطر ضرورت‌هاى مهمى دروغ گفتن جايز است ، اگر انسان بتواند توريه كند بايد به آن متوسل شود و از دروغ بپرهيزد ، بنابراين دروغ گفتن تنها در ضرورتى مجاز است كه راه توريه بسته باشد ، و به اصطلاح علمى مندوحه‌اى در كار نباشد . و از اينجا روشن مىشود اين كه افرادى مانند غزالى توريه را مصداق كذب مىدانند ، ولى مىگويند ميزان زشتى و فساد آن از كذب‌هاى معمولى كمتر است درست نيست ، مگر اين كه توريه را طور ديگرى تفسير كرده باشد كه واقعاً مصداق دروغ باشد . به هر حال زشتى و فساد دروغ به قدرى زياد است كه انسان تا ممكن است بايد از آن بپرهيزد ، هر چند از طريق توسل به توريه باشد . مواردى از سخنان انبياء در قرآن مجيد ديده مىشود كه در روايات اسلامى آنها را به عنوان توريه معرفى كرده‌اند نه دروغ . مانند گفتگوى ابراهيم عليه السلام با بت‌پرستان بابل كه وقتى از او سؤال كردند تو اين بلا
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 1 .