3 - بسيار مىشود كه حسد و بخل و تكبر و خودبرتربينى و عداوت نسبت به افراد سرچشمهء دروغ گفتن و تهمت زدن نسبت به آنها مىشود ، و يا دروغ گفتن دربارهء خويش به خاطر كبر و غرور ، و تا اين سرچشمهها گرفته نشود ، دروغ هم ادامه خواهد يافت .
منافقان نيز براى پوشاندن چهرهء واقعى خود به دروغ متوسل مىشوند همان گونه كه قبلًا به آن اشاره شد .
4 - بيمارىهاى اخلاقى جامعه و انحراف از مسير حق و آلودگى به انواع گناهان سبب تشويق عدهاى به دروغ مىشود ، تا آنجا كه مىگويند اگر به دروغ متوسل نشويم زندگى كردن در اين اجتماع براى ما مشكل است ، و يا كسب و تجارت ما مىخوابد .
5 - علاقهء شديد به دنيا و حفظ مقامات آن نيز يكى ديگر از عوامل مهم شيوع دروغ - حتى دروغ بر خدا و پيامبر - مىگردد .
در خطبهء 147 نهج البلاغه مىخوانيم كه على عليه السلام فرمود : « وَ انَّهُ سَيَأتى عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِى زَمانٌ لَيْسَ فِيهِ شَىءٌ اخْفى مِنَ الْحَقِّ وَ لا اظْهَرَ مِنَ الْباطِلِ وَ لا اكْثَرَ مِنَ الْكِذْبِ عَلَىاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ؛ بعد از من زمانى براى شما فرا مىرسد كه چيزى پنهانتر از حق و آشكارتر از باطل و فراوانتر از دروغ به خدا و پيامبرش نيست » .
طرق درمان دروغ
براى ريشه كن كردن اين صفت رذيله ( دروغ گويى ) از همان طرقى بايد وارد شد كه در طريق درمان ساير رذايل اخلاقى وارد مىشويم ؛ يعنى نخست به سراغ ريشهها برويم ، چرا كه تا ريشهها قطع نشود ، اين نهال شوم همچنان پابرجاست . اگر انگيزهء دروغ گويى ضعف ايمان نسبت به توحيد افعالى است ، بايد پايههاى ايمان را تقويت كرد ، خدا را قادر بر همه چيز دانست ، رزق و روزى و موفقيت و عزّت و آبرو را به دست او بدانيم ، تا ضعفهايى كه سبب توسل به دروغ مىشود بر طرف گردد .