يك سياستمدار پر نفوذ اگر يك يا چند بار به مردم دروغ بگويد به سرعت نفوذ خود را از دست مىدهد .
يك دانشمند اگر تحقيقات خود را به دروغ آلوده كند ، اعتماد تمام محافل علمى از ابتكارات و تحقيقات او سلب مىشود ، و ديگر به گفتههاى او اعتمادى نيست .
يك مؤسسه اقتصادى اگر فقط در معرفى يك نوع از كالاهايش دروغ بگويد مردم نسبت به تمام فرآوردههاى او بدبين مىشوند ، و طرفداران و مشتريان خود را به زودى از دست مىدهند .
در مديريتها اگر مدير در گفتار و رفتار خود صادق نباشد ، نظام و انضباط مديريت او از هم متلاشى مىشود .
به اين ترتيب به اينجا مىرسيم كه پايه و اساس هر گونه پيشرفت معنوى و مادى در اجتماع اعتماد متقابل برخاسته از صدق و راستى است .
لذا در روايتى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « الصِّدْقُ صَلاحُ كُلِّ شَىءٍ الكِذْبُ فَسادُ كُلِّ شَىءٍ ؛ راست گويى سبب اصلاح هر چيز و دروغ سبب فساد همه چيز مىشود » . « 1 »
و در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است كه فرمود : « الْكَذّابُ وَ الْمَيِّتُ سَواءٌ فَانَّ فَضِيلَةَ الْحَىِّ عَلَى الْمَيِّتِ الثِّقَةُ بِهِ ، فَاذا لَمْ يُوثَقُ بَكَلامِهِ فَقَدْ بَطَلَتْ حَياتُهُ ؛ دروغ گو و مرده يكسان است ، زيرا برترى انسان زنده بر مرده همان اعتماد به او است ، هنگامى كه به گفتار او اعتمادى نباشد زنده بودن او بىاثر است » . « 2 »
ديگر اين كه صداقت و راستى به انسان آبرو و شخصيت مىدهد ، در حالى كه دروغ مايهء رسوايى و بىآبرويى است . صادقان هميشه سربلند و آبرومندند ، و دروغگويان سر به زير و بىآبرو هستند .
به همين دليل در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام آمده است كه فرمود : « عَلَيْكَ بِالصِّدْقِ ، فَمَنْ صَدَقَ فِى اقْوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ ؛ هميشه راست گويى را پيشه كن چرا كه آن كس كه در سخنان خود راست گو باشد ، قدر و مقام او در جامعه بالا مىرود » . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، جلد 1 ، صفحه 281 .
( 2 ) . همان ، جلد 2 ، صفحه 139 .
( 3 ) . شرح غرر ، جلد 4 ، صفحه 296 .