از سوى سوم صدق و راستى و امانت به انسان شجاعت و شهامت مىبخشد ، درحالىكه دروغ و خيانت هميشه انسان را در هالهاى از خوف و ترس فرو مىبرد ، مبادا خلاف گويى و خيانت او ظاهر گردد ، و تمام نقشههاى او نقش بر آب شود .
از سوى چهارم راست گوى انسان را از بسيارى از گناهان نجات مىدهد ، چرا كه مىداند اگر خلافى كند و از او سؤال كنند ، نمىتواند اعتراف به گناه خويش نمايد ، پس بهتر كه گرد گناه نگردد .
در حديث معروفى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است كه مردى خدمتش آمد و عرض كرد من گرفتار چهار گناه پنهانى هستم : زنا ، شرب خمر ، سرقت و دروغ ؛ هر يك از اينها را بفرماييد به خاطر شما ترك مىكنم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : دروغ را رها كن .
آن مرد از خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت . هنگامى كه تصميم به عمل منافى عفت گرفت به خود گفت فردا پيامبر صلى الله عليه و آله از من سؤال مىكند اگر دروغ بگويم پيمان خود را شكستم و اگر راست بگويم حد شرعى بر من جارى مىشود ، و هنگامى كه تصميم به سرقت و نوشيدن شراب گرفت باز همين فكر براى او پيدا شد به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد عرض كرد : « يا رسولاللَّه ! تمام راههاى گناه را بر من بستى ، و من همهء آنها را ترك نمودم . « 1 »
از سوى پنجم صداقت و راستى بسيارى از مشكلات را در جامعه حل مىكند ، راه وصول به مقصد را آسان مىسازد ، از هزينههاى كمر شكن بازرسىها مىكاهد ، حجم پروندههاى حقوقى را به حد اقل مىرساند و آرامش خاطر به مردم مىبخشد و نگرانىهايى را كه به خاطر احتمال دروغ گويى براى افراد مختلف پيدا مىشود از ميان بر مىدارد ، و رشتههاى محبت و دوستى را در ميان افراد محكم مىكند و به انسان شخصيت و ابهّت مىبخشد .
و اگر در روايات اسلامى از امام صادق عليه السلام آمده است : « احْسَنُ مِنَ الصِّدْقِ قائِلُهُ وَ خَيْرٌ مِنَ الْخَيْرِ فاعِلُهُ ؛ بهتر از راست گويى گويندهء آن است ، و بهتر از نيكىها انجام دهندهء آن
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 6 ، صفحه 357 .