است » « 1 » ( اشاره به اين كه شخصيت ذاتى و والاى انسان سبب صدق و راستگويى و انگيزهء كارهاى خير است . )
اين سخن را با حديثى كه شاهد صادق اين مطلب است به پايان مىبريم ، امير مؤمنان على عليه السلام فرمود : « يَكْتَسِبُ الصَّادِقُ بِصِدْقِهِ ثَلاثاً ، حُسْنُ الثِّقَةِ وَ الَمحَبَّةُ لَهُ وَالْمَهابَةُ مِنْهُ ؛ شخص راستگو به خاطر صداقتش سه چيز را به دست مىآورد : حسن اعتماد مردم ، و جلب محبت و دوستى ، و ابهت و شخصيت » . « 2 »
انگيزههاى صدق
اين فضيلت اخلاقى مانند همهء فضايل اخلاقى ديگر ريشههايى در اعماق جان انسان دارد ، از جمله صفات زير است :
الف : اعتماد به نفس و نداشتن عقدهء حقارت ، انسان را به راستگويى دعوت مىكند .
ب : شجاعت و شهامت ذاتى و اكتسابى سبب مىشود كه انسان واقعيتها را بگويد .
ج : پاك بودن حساب و نداشتن نكته ضعف سبب مىشود كه انسان گرايش به راستى پيدا كند ، در حالى كه آلودگان براى پوشانيدن عيوب خود به سراغ دروغ مىروند .
د : از همه مهمتر ايمان به خدا و روز جزا و برخوردارى از تقواى الهى عامل اصلى صدق و راستى است . به همين دليل در حديث معروفى كه در نهج البلاغه آمده است مىخوانيم : « الْايمانُ انْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَيثُ يَضُرُّكَ عَلَى الْكِذْبِ حَيْثُ يَنْفَعُكَ ؛ نشانهء ايمان آن است كه راست گويى را در آنجا كه به تو زيان مىرساند به دروغ در آنجا كه سود دارد مقدم دارى » . « 3 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 68 ، صفحه 9 .
( 2 ) . غرر الحكم ، جلد 2 ، صفحه 876 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، شمارهء 458 .