تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
مىگفت و به آنها مىداد تا به آواز بخوانند و جلساتى تشكيل مىداد و بت‌پرستان در آن شركت مىكردند و در آن مجلس آواز مىخواندند و شراب مىنوشيدند ، و از آنجا كه اين مرد وقاحت و بىشرمى را به حدّ نهايت رسانده بود ، و خيانت در بيت‌المال سبب ارتداد او و بازگشت به بت‌پرستى و هتك و توهين نسبت به اسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله شده بود چنين دستورى را دربارهء او صادر كرد ، او به پرده‌هاى كعبه پناه برد ( از آنجا كه كعبه پناهگاه اين گونه جنايتكاران نيست ) او را بيرون كشيدند و كشتند . « 1 » اين تعبيرات شديد و سخنان تكان دهنده نشان مىدهد علىرغم اين كه گروهى از مردم خيانت به بيت‌المال مسلمين را سهل و ساده مىشمردند ، از بزرگترين خيانت‌ها و كيفر آن از شديدترين كيفرها است . اين سخن را با اشاره به ماجرايى از زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله كه اهميت فوق العادهء بيت‌المال را نشان مىدهد پايان مىدهيم ، جريان از اين قرار است كه هنگام بازگشت رسول خدا صلى الله عليه و آله از خيبر به سرزمين وادى القرى رسيدند ، و با آن حضرت غلامى بود كه رفاعة بن زيد او را به حضرت هديه داده بود ، مسلمانان در آنجا توقف كردند ، و آن غلام ( كه طبق بعضى از روايات مِدْعَم نام داشت ) مشغول پياده كردن وسايل سفر پيامبر صلى الله عليه و آله از شتر بود كه ناگهان تيرى از ناحيه دشمن به سوى او پرتاب شد ، و او را شهيد كرد ، اصحاب ( ضمن تأسّف بر اين حادثه ) گفتند « بهشت بر او گوارا باد » پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : نه ، سوگند به كسى كه جان محمد صلى الله عليه و آله در دست او است اكنون آن لباس در تنش در آتش دوزخ مىسوزد ، همان لباسى كه روز خيبر از غنايم مسلمين به خيانت برده بود ، اصحاب تعجب كردند ، و سخت تحت تأثير قرار گرفتند ، يكى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله آن را شنيد و خدمتش رسيد ، عرض كرد اى رسول خدا من هم دو بند كفش را از غنايم بردم ، فرمود : همانند آن بند كفش در آتش دوزخ براى تو بريده مىشود . « 2 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 18 ، صفحه 14 و 15 . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، جلد 3 ، صفحه 353 .