هيچ متكبر مغرورى را دوست ندارد - ( پسرم ! ) در راه رفتن ، اعتدال را رعايت كن . ، از صداى خود بكاه ! ( و هرگز فرياد مزن ) كه زشتترين صداها صداى خران است .
4 - . . . و به مردم نيك بگوئيد و نماز را بر پا داريد ، و زكات را بدهيد . . . .
5 - به سوى فرعون برويد ! كه طغيان كرده - اما به نرمى با او سخن بگوئيد شايد متذكّر شود ، يا ( از خدا ) بترسد .
6 - بدى را با نيكى دفع كن ! ناگاه خواهى ديد همان كس كه ميان تو و او دشمنى است ، گوئى دوستى گرم و صميمى است - اما جز كسانى كه داراى صبر و استقامتند به اين مقام نمىرسند ، و جز كسانى كه بهرهء عظيمى ( از ايمان و تقوا ) دارند به آن نائل نمىگردند .
تفسير و جمعبندى
در نخستين آيه مسألهء « حسن خلق » به عنوان يكى از ويژگىهاى اخلاقى پيامبر صلى الله عليه و آله و يكى از عوامل پيشرفت او در جامعهء اسلامى ذكر شده است ، مىفرمايد :
« به خاطر رحمت الهى در برابر آنها نرم ( و مهربان ) شدى ، و اگر خشن و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مىشدند ( فَبما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ) . « 1 »
بنابراين خلق و خوى نيكوى پيامبر صلى الله عليه و آله يك رحمت الهى دربارهء او و دربارهء تمام امّت بود . و به يقين اين نرمش و مهربانى و حسن و خلق در هر كس باشد مايه رحمت و بركت است .
در تعبير فوق به نقطه مقابل آن يعنى خشونت و كج خلقى و نامهربانى نيز اشاره شده كه اثر مستقيم آن ، پراكندگى مردم از دور انسان است ، و به تعبير ديگر حسن خلق خمير مايهء پيوند جوامع انسانى است ، و كج خلقى عامل پراكندگى و نفرت .
در اين كه « فظّ » و « غليظ القلب » هر دو به يك معنى و به معنى تأكيد است يا دو
هامش
( 1 ) . در اين كه « ما » در جمله « فبما رحمة من اللّه . . » . مرصوله است يا استفهاميه يا نافيه يا زائده ، احتمالات متعددى داده شده ، ولى حق آن است كه موصوله يا زائده باشد ، مرحوم « طبرسى » در « مجمع البيان » مىگويد : كه « ما » در اينجا به اتفاق مفسّرين زائده است . ( البته اين گونه حروف زائده ، تأكيد را مىرساند ، نه اين كه بىمعنى است . )