و از اينجا تفسير روايات متعددى كه مىگويد : « كَفَّارَةُ الْاغْتِيابِ انْ تَسْتَغْفِرَ لِمَنْ اغْتَبْتَهُ ؛ كفارهء غيبت آن است كه براى كسى كه غيبتش را كردهاى استغفار كنى » . « 1 » روشن مىشود .
شاهد گوياى ديگرى بر تحليل فوق حديثى است كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است :
« مَنْ كانَتْ لَاخِيْهِ عِنْدَهُ مَظْلَمَةٌ فى عِرْضٍ اوْ مالٍ فَلْيَتَحَلَّلْها مِنْهُ مِنْ قبلِ انُ يَأْتِى يَوْمَ لَيْسَ هُناكَ دِينارٌ وَ لادِرْهَمٌ انَّما يُؤْخَذُ مِنْ حَسَناتِه فَانْ لَمْ تَكُنْ لَهُ حَسَناتٌ اخِذَ مِنْ سَيِّئاتِ صاحِبِهِ فَزِيْدَتْ عَلى سَيِّئاتِهِ ؛ هر كس نسبت به برادر مسلمان خود ستمى در مورد آبرو يا مال او كرده باشد بايد از او حليّت بطلبد پيش از آن كه فرا رسد روزى كه در آن روز درهم و دينارى نيست بلكه از حسنات او بر مىدارند ( بر حسنات برادرى كه مال يا آبروى او تضييع شده است مىنهند ) و اگر حسناتى نداشته باشد از گناهان رفيقش برمىدارند و بر گناهان او مىگذارند » . « 2 »
در دعاهاى معروف ايّام هفته كه از امام زين العابدين على بن الحسين عليه السلام در ملحقات صحيفهء سجّاديه نقل شده در دعاى روز دوشنبه نيز تعبيرات روشنى دراينباره ديده مىشود كه امام از خداوند ( به عنوان سرمشق براى ديگران ) چنين مىخواهد : اگر مظالمى از عباد نزد من است ، و من بر كسى از بندگان تو ظلم و ستمى كردهام در عرض و آبروى ، يا در مورد اموال و خانواده و فرزندانش ، يا غيبتى از او كردهام ، و يا تحميلى بر او روا داشتهام ، يا تكبر و تعصّب يا رياكارى و خودنمايى در برابر او داشتهام ، و اكنون دستم نمىرسد كه حق او را به او باز گردانم يا حليّت بطلبم از درگاه تو مىطلبم كه او را به هر گونه مصلحت مىدانى از من راضى فرمايى » . « 3 »
به هر حال احتمال حق الناس بودن غيبت بسيار قوى است لذا اگر جبران كردن يا حليّت طلبيدن مشكلى نداشته باشد ، بايد اقدام كرد .
اين نكته نيز حائز اهميت است كه يكى از طرق جبران غيبت آن است كه انسان
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمة ، جلد 3 ، صفحه 2339 ، احاديث 15543 تا 15548 .
( 2 ) . جامع السّعادات ، جلد 2 ، صفحه 306 .
( 3 ) . ملحقات صحيفه سجاديه ، دعاى روز دوشنبه ( با تلخيص ) .