چنين شخصى آثار زيانبارش در مورد هتك حرمت آن فرد مسلمان بسيار بيشتر از كلام غيبت كننده است .
2 - غيبت حق الناس يا حق اللّه ؟
مطابق آنچه در تعريف غيبت گفته شد كاملًا روشن است كه غيبت جنبهء حقالناس دارد زيرا باعث هتك حيثيت و تضييع آبروى مسلمانى مىشود ، و مىدانيم آبروى مسلمان همچون جان و مال او است .
از تشبيهى كه در آيهء سورهء حجرات دربارهء غيبت آمده و به خوردن گوشت برادر مؤمن بعد ار مرگ او تشبيه شده جنبه حق الناس بودن آن روشنتر مىگردد .
از احاديث فراوانى نيز اين حقيقت استفاده مىشود كه غيبت نوعى ظلم و ستم است كه بايد جبران گردد از جمله :
1 - در خطبهء حجة الوداع آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « ايُّهَا النَّاسُ انَّ دِمائَكُمْ وَ امْوالَكُمْ وَ اعْراضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرامٌ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هذَا فى شَهْرِكُمْ هذا فى بَلَدِكُمْ هذا انَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْغَيْبَةَ كَما حَرَّمَ الْمالَ وَ الدَّمَ ؛ اى مردم ! خونها و اموال و آبروى شما بر يكديگر محترم است مانند احترام امروز و اين ماه ( ذى الحجه ) و اين شهر ( مكه ) خداوند حرام كرده است غيبت را همان گونه كه حرام كرده است ( تعرّض به ) مال و خون را » . « 1 »
بىشك هر خون بىگناهى ريخته شود بايد جبران گردد ، و هر مال مشروعى از هر كس تضييع شود ، بايد عوض آن را پرداخت ، غيبت نيز بايد به هر نحوى كه ممكن است جبران شود .
اصولًا قرار گرفتن آبروى مؤمن در كنار مال و خون او دليل روشنى است بر اين كه تضييع آبرو جنبه حق الناس دارد .
2 - در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بعد از آن كه غيبت با مقايسه با زنا ، شديدتر از آن شمرده شده مىفرمايد : « زانى بعد از توبه ( خالصانه ) مشمول عفو الهى
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 9 ، صفحه 62 .