تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
همين مضمون در اندرزهاى لقمان حكيم به فرزندش ديده مىشود آنجا كه مىگويد : « فرزندم هر چيزى نشانه‌اى دارد كه با آن شناخته مىشود . . . و غافل سه نشانه دارد : سهو و لهو و نسيان » . « 1 » تفاوت سهو و نسيان در اين است كه نسيان به معنى فراموش كردن چيزى است كه قبلًا مىدانست ، ولى سهو به معنى عدم توجه به امورى است كه بايد به آن توجه كند . 2 - يكى ديگر از نشانه‌هاى « غفلت » همنشينى با فاسدان و مفسدان و دورى از مجالس عبادت است . امام حسن مجتبى عليه السلام مىفرمايد : « الْغَفْلَةُ تَرَكُكَ الْمَسْجَدوَ طَاعَتُكَ الْمُفْسِدَ ؛ غفلت آن است كه مسجد را ترك كنى و از مفسد اطاعت نمايى » . « 2 » 3 - از ديگر نشانه‌هاى مهم « غفلت » بىاعتنايى به عوامل هشدار دهنده و بيدار كننده است ؛ مثلًا ، هنگام عبور از قبرستان فكر نمىكنند كه ممكن است فردا ، جايگاهشان همين جا باشد ؛ يا اگر در تشييع جنازهء يكى از دوستان و آشنايان شركت كنند ، فراموش مىكنند كه او را هم روزى ديگران تشييع كرده و در مراسم يادبود او شركت مىكنند . در نهج البلاغه آمده است كه حضرت على عليه السلام در تشييع جنازهء مؤمنى شركت نموده بودند ، ناگهان صداى بلند خندهء كسى را شنيدند ، حضرت عليه السلام ناراحت شدند و اين گفتار حكيمانه را بيان فرمودند : « كَأَنَّ المَوْتَ فيهَا عَلَى غَيرِنَا كُتِبَ وَ كَأَنَّ الْحَقَّ فيهَا عَلَى غَيرِنَا وَجَبَ وَ كَأَنَّ الَّذي نَرَى مِنَ الْاموَاتِ سَفْرٌ عَمَّا قَلِيلٍ الَيْنَا رَاجِعُونَ ؛ گويى مرگ براى غير ما مقرّر شده و حق ( تنها ) بر ديگران واجب شده است ، و گويى ( اين ) مردگانى را كه مىبينيم ( مثل ) مسافران هستند ، به زودى به سوى ما باز مىگردند » . سپس افزودند : « نُبَوِّئُهُمْ اجْدَاثَهُم وَ نَأْكُلُ تُرَاثَهُم كَأَنَّا مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ ما آنها را در قبرشان مىگذاريم و ميراثشان را مىخوريم ، گويى بعد از آنها ، عمر جاودان داريم » . « 3 » 4 - يكى ديگر از نشانه‌هاى « غفلت » آن است كه انسان عمر خود را در امورى صرف كند كه براى آخرت او هيچ سودى ندارد ؛ يا در امورى صرف كند كه نه سودى در دنيا دارد و نه در آخرت .
هامش
( 1 ) - خصال صدوق ، صفحهء 138 . طبع انتشارات علميه اسلاميه با ترجمه سيد احمد فهرى . ( 2 ) - بحار الانوار . جلد 75 ، صفحهء 115 . ( 3 ) - نهج البلاغه ، كلمات قصار ، حكمت 122
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 355 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي