تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
مَلُومِينَ - فَمَنِ ابْتَغَى وَرَآءَ ذَلِكَ فَأُولئكَ هُمُ العَادُونَ ( سورهء مؤمنون ، آيات 5 تا 7 ) 6 - . . . وَالحَافِظِينَ فُروجَهُمْ وَ الحَافِظاتِ . . . ( سورهء احزاب ، آيهء 35 )

ترجمه

1 - ( انفاق شما مخصوصاً بايد ) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا ، در تنگنا قرار گرفته‌اند ؛ ( و توجه به آيين خدا ، آنها را از وطن‌هاى خويش آواره ساخته و شركت در ميدان جهاد به آنها اجازه نمىدهد تا براى تأمين هزينهء زندگى ، دست به كسب و تجارت بزنند ) ؛ نمىتوانند مسافرتى كنند ( و سرمايه‌اى به دست آورند ) و از شدّت خويشتن دارى ، افراد ناآگاه آنها را بىنياز مىپندارند ؛ امّا آنها را از چهره‌هايشان مىشناسى و هرگز با اصرار چيزى از مردم نمىخواهند ( اين است مشخصات آنها ! ) و هر چيز خوبى در راه خدا انفاق كنيد ، خداوند از آن آگاه است . 2 - و آن زن كه يوسف در خانه او بود ، از او تمنّاى كام‌جويى كرد ؛ درها را بست و گفت : « بيا ( به سوى آنچه براى تو مهيّاست ) » . ( يوسف ) گفت : « پناه مىبرم به خدا ! او [ / عزيز مصر ] صاحب نعمت من است ؛ مقام مرا گرامى داشته ( آيا ممكن است به او ظلم و خيانت كنم ؟ ! ) مسلماً ظالمان رستگار نمىشوند ! » 3 - آن زن قصد او كرد و او نيز - اگر برهان پروردگار را نمىديد - قصد وى مىنمود ! اين چنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم ، زيرا او از بندگان مخلَص ما بود . 4 - ( همسر عزيز مصر ) گفت : « اين همان كسى است كه به خاطر ( عشق ) او مرا سرزنش كرديد ! ( آرى ! ) من او را به خويشتن دعوت كردم و او خوددارى كرد و اگر آنچه را دستور مىدهم ؛ انجام ندهد ، به زندان خواهد افتاد و مسلّماً خوار و ذليل خواهد شد ! » ( يوسف ) گفت : « پروردگارا ! زندان ، نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا به سوى آن مىخوانند ! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى ؛ به سوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود ! » پروردگارش دعاى او را اجابت كرد و مكر آنان را از او گردانيد ؛ زيرا او شنوا و داناست .