الشَّهْوَةِ « 1 » سبب شرّ ، غلبهء شهوت است » .
با توجه به اين كه « الشرّ » با الف و لام جنس و به صورت مطلق ذكر شده است ، معناى عموم را مىرساند كه اين امر بيانگر آن است كه « شهوت پرستى » ، سرچشمهء تمام شرها و بدبختىهاست .
8 - در جاى ديگر ضمن اشاره به اين نكته كه غلبهء هوا و هوس ، سبب بسته شدن راههاى سعادت بشرى شده و او را در گمراهى نگاه مىدارد ، مىفرمايند : « كَيْفَ يَسْتَطيعُ الهُدى مَنْ يَغلِبُهَا الهَوى ؛ چگونه مىتواند انسان به هدايت برسد ، در حالى كه هواى نفس بر او غالب گرديده است » . « 2 »
9 - آن حضرت در سخن ديگرى ، غلبهء شهوات را باعث تضعيف شخصيت انسان مىدانند : « مَنْ زَادَت شَهْوَتُهُ قَلَّتْ مُرُوّتُهُ ؛ كسى كه شهوات او فزونى يابد ، شخصيت انسانى او كم مىشود » . « 3 »
10 - در بيان ديگرى به اين حقيقت اشاره مىكند كه راه بهشت ، راه « شهوت پرستان » نيست : « مَن اشْتَاقَ الَى الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَوَاتِ ؛ كسى كه مشتاق بهشت باشد بايد شهوت پرستى را فراموش كند » . « 4 »
11 - در جاى ديگر اين نكته را گوشزد مىكند كه حكمت و آگاهى با شهوت پرستى سازگار نيست : « لاتَسْكُن الْحِكْمَةَ قَلْباً مَعَ شَهوَةٍ ؛ حكمت و دانش در قلبى كه جاى شهوت پرستى است ، ساكن نمىشود » . « 5 »
آثار زيانبار شهوت پرستى
از بحثهاى قبل روشن شد كه « شهوت » داراى مفهوم عام و وسيعى بوده و شامل هرگونه دوست داشتن ، تمايل و رغبت به درك لذت و خواهش نفس مىشود . بدون اين
هامش
( 1 ) شرح غرر الحكم ، حديث 5533 .
( 2 ) همان مدرك ، حديث 7001 ، صفحهء 566 غرر الحكم .
( 3 ) همان مدرك ، حديث 8022 .
( 4 ) همان مدرك ، حديث 8591 .
( 5 ) همان مدرك ، حديث 10915 .