تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
خاطر وابستگى شديد به افكار و برنامه‌هاى خرافى ، و لجاجت و اصرار بر آنها ، چشم و گوش بسته به پيروى نياكانشان ادامه مىدادند و به اين طريق ، خرافات بىاساس از نسلى به نسل ديگر منتقل مىشد ، و صداى دلنشين مردان الهى كه براى هدايت آنها آمده بودند ، در ميان نعره‌هاى جاهلانهء آنان گم مىشد . نخست از داستان نوح عليه السلام شروع مىكنيم مىبينيم كه بت‌پرستان عصر آن پيامبر اولواالعزم به قدرى لجوج و متعصّب بودند كه حتّى از شنيدن صداى اين منادى توحيد وحشت داشتند ، همان گونه كه در نخستين آيهء مورد بحث از زبان نوح عليه السلام مىخوانيم : « و من هر زمان آنها را دعوت كردم كه ايمان بياورند ، و تو ( اى خدا ) آنها را بيامرزى انگشتان خود را در گوشها قرار داده و لباسهايشان را بر سر و صورت مىپيچيدند و در مخالفت با حق اصرار ورزيدند و شديداً تكبّر كردند » ! ( وَ انِّى كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا اصَابِعَهُمْ فِى آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَ اصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَاراً ) . « 1 » آرى تعصّب و لجاجت آنها به قدرى شديد بود كه اجازه نمىدادند ذرّه‌اى از امواج صوتى نوح عليه السلام كه حامل پيام حقيقت بود به گوش آنها برسد ، و يا چهرهء او را ببينند و اين گونه گريز از حقيقت به راستى عجيب و خطرناك است . * * * در آيهء بعد چهرهء ديگرى از همين رذايل اخلاقى در قوم نوح عليه السلام به چشم مىخورد ، قرآن دربارهء آنها مىگويد : « آنها گفتند : دست از خدايان و بتهاى خود برنداريد مخصوصاً بتهاى ( بزرگ ) « وَدّ » ، « سواع » ، « يَغُوث » ، « يعوق » و « نسر » را رها نكنيد » ، ( وَ قَالُوا لَاتَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لَاتَذَرُنَّ وَدّاً وَ لَاسُوَاعاً وَ لَايَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً ) . « 2 » امّا چرا و به چه دليل دست از اين بت‌هاى رنگارنگ كه ساخته و پرداختهء دست خودشان بود برندارند و آنها را بر مقدّرات جهان هستى ، و هم بر مقدّرات سازندگانش حاكم بدانند ؟ ! هيچ دليلى بر آن جز تعصّب و تقليد كوركورانه نداشتند . * * *
هامش
( 1 ) - نوح ، 7 . ( 2 ) - همان ، 23 .