كنند ، و نه بدكاران بايد مورد سرزنش و ملامت قرار گيرند ! »
به همين دليل ، پيامبران الهى ، و بيش از همه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله براى تحكيم مبانى اخلاق و تهذيب نفوس ، قبل از هر چيز آزادى ارادهء انسان را تثبيت مىكردند .
به هر حال ، بحث جبر و اختيار و مسائل ديگرى مانند قضا و قدر ، هدايت و ضلالت ، سعادت و شقاوت ، از ديدگاه قرآن ، بحث مستقل و مبسوطى است كه به خواست خدا در مباحث آيندهء تفسير موضوعى به سراغ آن خواهيم رفت . هدف در اينجا تنها اشارهاى به اين مسأله و تأثير آن در مسائل اخلاقى است نه ورود در اصل اين مسأله .
* * * امّا كسانى كه اصل و اساس را لذّت مىشمرند و ارزش نهايى براى آن قائلند و اخلاق را از آن نظر كه مخالف اين معنى است نامناسب مىدانند و همچون « آريس تيپ » كه قبل از ميلاد مىزيسته مىگويند : « خير عبارت است از لذّت ، و شرّ چيزى جز الم نيست و هدف نهايى انسان در زندگى كام گرفتن از لذائذ جهان است ، و نبايد به نتايج نيك و بد آن فكر كرد ! » « 1 »
آنها از اين نكته غافلند كه به فرض ما لذّت را منحصر در لذائذ مادّى بدانيم و از لذائذ معنوى كه به مراتب از لذّات مادّى روحپرورتر است صرف نظر كنيم ، رسيدن به لذّت مادّى نيز بدون رعايت اخلاق ممكن نيست ، چرا كه كامجويى و لذّت بىقيد و شرط ، رنج و الم بسيار دردناكى در پى دارد كه به خاطر آن هم كه باشد ، بايد از آن لذّت نقد كه رنجى عظيمتر در پى دارد ، صرف نظر كرد .
اين سخن گرچه از دهان كسى خارج شده كه ظاهراً در رديف فلاسفهء پيشين است ولى به سخنان مبتلايان به موادّ مخدّر مىماند كه وقتى به آنها گفته شود ، لذّت امروز شما مايهء بدبختى عظيم و درد و رنج طاقتفرساى فردا است ، در جواب مىگويند : دم غنيمت است ، و امروز را درياب و فكر فردا مباش !
ولى فردا كه غول وحشتناك بيماريهاى جانكاه عصبى ، قلبى و مغزى ، كه ناشى از
هامش
( 1 ) . علم اخلاق يا حكمت عملى ، صفحهء 243 .