آزادى از هرگونه بردگى ( شيطان ) و نجات از هرگونه هلاكت ! » « 1 »
از تحليل فوق و مثالهاى بالا آزادى واقعى از آزاديهاى كاذب يا به تعبير صحيحتر اسارتهايى تحت نام آزادى ، شناخته مىشود ؛ و جلو سوءِ استفاده از اين مفهوم مقدّس را مىتوان گرفت ؛ و هيچ گاه كسى نمىتواند به بهانهء اين كه اخلاق ، انسان را محدود مىكند ، ارزشهاى اخلاقى را زير سؤال ببرد .
همچنين پاسخ كسانى كه مىگويند اخلاق غرائز را سركوب مىكند ، در حالى كه اگر اين غرائز لازم نبود خدا آن را خلق نمىكرد ، روشن مىشود .
غرائز آدمى همچون دانههاى حياتبخش باران است كه از آسمان نازل مىشود ، بىشك اگر لازم و مفيد نبود خدا آن را از آسمان نازل نمىكرد ، ولى اين به آن مفهوم نيست كه ما اجازه دهيم قطرههاى باران دست به دست هم دهند و سيلابى ويرانگر به وجود آورند ، بلكه عقل و درايت مىگويد بايد سدّى در مقابل آن كشيد و دريچهها و كانالها و نهرهايى به وجود آورد و اين موهبت الهى را طبق برنامه و حساب به مزارع و باغها هدايت كرد غرائز آدمى نيز مانند اين دانههاى حياتبخش باران است كه اگر تحت برنامه و كنترل در مسيرهاى سازنده درنيايد مبدّل به سيلابى ويرانگر مىشود كه همه چيز انسان را بر باد خواهد داد .
از آنچه در بالا آمد مىتوان اين نتيجه را به روشنى گرفت كه اخلاق نه انسان را محدود مىكند و نه مانع پرورش انسانها است و نه غرائز خداداد را سركوب مىنمايد ، بلكه كار اخلاق بهرهگيرى از آزادى انسان در مسير سعادت و رهبرى غرائز براى رسيدن به كمال مطلوب است .
با توجّه به اين تفسير كه به نظر ما تفسير صحيح آزادى است پاسخ بسيارى از سخنان مخالفان اخلاق روشن مىشود و نيازى به توضيح نيست .
* * *
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 230 .