فصل پنجم : اصول مسائل اخلاقى در قرآن
قبل از ورود در اين بحث لازم است يك نگاه اجمالى به اصول مسائل اخلاقى در مكتبهاى ديگر بيندازيم .
1 - گروهى از فلاسفهء قديم كه از بنيانگذاران علم اخلاق محسوب مىشوند ، براى اخلاق اصول چهارگانه قائل بودند ؛ و به تعبير ديگر ، فضائل اخلاقى را در چهار اصل خلاصه كردهاند :
1 - حكمت
2 - عفّت
3 - شجاعت
4 - عدالت
و گاه خداپرستى را هم به آن ضميمه كرده و آن را به پنج اصل رساندهاند .
بنيانگذار اين مكتب را « سقراط » مىتوان شمرد ؛ او معتقد بود :
« نيكوكارى ( و اخلاق ) بسته به تشخيص نيك و بد ( يعنى دانائى ) است ، و فضيلت بطور مطلق جز دانش و حكمت چيزى نيست ؛ امّا دانش چون در مورد ترس و بىباكى ، يعنى آگاهى بر اين كه از چه چيز بايد ترسيد ، و از چه چيز بايد نترسيد ملاحظه شود ، « شجاعت » است ، و هرگاه دربارهء تمنّاهاى نفسانى به كار رود « عفّت » خوانده مىشود ، و هرگاه علم به قواعدى كه حاكم بر روابط مردم نسبت به يكديگر است منظور گردد