مىتواند جنبهء فردى داشته باشد ، و دربارهء يك فرد كه زندگى كاملًا جدا از اجتماع دارد نيز صدق كند ، از اينجا تقسيم اخلاق به اخلاق فردى و اخلاق اجتماعى روشن مىگردد ، ولى ناگفته پيدا است كه اخلاق اجتماعى وزنهء سنگينترى در علم اخلاق دارد و شخصيّت انسان بيشتر بر محور آن دور مىزند ، اگر چه اخلاق فردى نيز سهم قابل توجّهى در مورد خود دارد . » « 1 »
شك نيست كه اين تقسيم دوگانه چيزى از ارزش مسائل اخلاقى نمىكاهد هر چند مىتواند تفاوت اهمّيّت مباحث اخلاقى را از نظر درجهبندى آشكار سازد ؛ بنابراين ، صرف وقت در اين كه كداميك از خلق و خوهاى اخلاقى فقط جنبهء فردى دارد ، و كداميك جنبهء اجتماعى ، چندان مفيد به نظر نمىرسد ؛ و ما همين اشاره كلّى را كه در بالا آورديم براى اين بحث كافى مىدانيم .
البتّه نمىتوان انكار كرد كه اخلاق فردى نيز تأثير غير مستقيم بر مسائل اجتماعى دارد .
( دقّت كنيد )
* * *
هامش
( 1 ) . زندگى در پرتو اخلاق ، ص 29 تا 31 .