فصل چهارم : پشتوانههاى اخلاق
اگر اخلاق را به درختى پربار تشبيه كنيم كه آفتها و خطراتى نيز در كمين آن است ، پشتوانههاى اخلاقى را مىتوان به باغبان يا به آبى كه در پاى درخت جارى مىشود تشبيه كرد ، كه اگر آب يا باغبان نباشد درخت اخلاق مىخشكد ، و يا گرفتار انواع آفتهايى كه سرانجامش مرگ يا كم شدن بار و بر است ، مىگردد .
پشتوانههايى كه علماى اخلاق يا فلاسفه براى اخلاق ذكر كردهاند بسيار متفاوت است و در واقع با جهانبينى هر گروهى ارتباط دارد ، و ما در اينجا به چند نمونهء مهمّ آن اشاره مىكنيم :
1 - پشتوانهء سودجويى -
گروهى مسائل اخلاقى را صرفاً از اين نظر توصيه مىكنند كه با منافع مادّى در ارتباط مستقيم است ؛ مثلًا ، يك مؤسّسهء اقتصادى اگر اصل امانت و صداقت را دقيقاً رعايت كند و تمام اطّلاعاتى را كه به مشتريان يا مراجعه كنندگان مىدهد بىكم و كاست با واقعيّت تطبيق كند ، مىتواند سرمايههاى مردم را به سوى خود جذب كند و سود كلانى از اين طريق عايدش شود .
به همين دليل ، افرادى را مىبينيم كه موضعى عمل مىكنند ؛ يعنى مثلًا در ساعتى كه كارمند بانك است و با ثروت و سرمايهء مردم از نزديك سرو كار دارد نهايت امانت را به خرج مىدهد تا منافع زيادى براى مؤسّسه خود جلب نمايد ، و هنگامى كه پاى خود را از آن محل بيرون گذاشت ممكن است به انسانى خائن مبدّل گردد ، چرا كه سود خود را