تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
الف - مىگويد اوّلين كسى كه علم اخلاق را تأسيس كرد امير مؤمنان على عليه السلام بود كه در نامهء معروفش ( به فرزندش امام مجتبى عليه السلام ) بعد از بازگشت از صفّين ، اساس و ريشهء مسائل اخلاقى را تبيين فرمود ؛ و ملكات فضيلت و صفات رذيلت به عالىترين وجهى در آن مورد تحليل قرار گرفته است ! « 1 » اين نامه را ( علاوه بر مرحوم سيّد رضى در نهج البلاغه ) گروهى ديگر از علماى شيعه نقل كرده‌اند . بعضى از دانشمندان اهل سنّت مانند ابو احمد حسن بن عبد اللّه عسكرى نيز در كتاب الزّواجر و المواعظ تمام آن را آورده و مىافزايد : « لَوْ كانَ مِنَ الْحِكْمَةِ ما يِجِبُ انْ يُكْتَبَ بِالذَّهَبِ لَكانَتْ هذِهِ ؛ اگر از كلمات پندآموز ، چيزى باشد كه با آب طلا بايد نوشته شود ، همين نامه است ! » ب - نخستين كسى كه كتابى به عنوان « علم اخلاق » نوشت اسماعيل بن مهران ابى نصر سكونى بود كه در قرن دوم مىزيست ، كتابى به نام صفة المؤمن و الفاجر تأليف كرد ( كه نخستين كتاب شناخته شدهء اخلاقى در اسلام است ) . ج - نامبرده سپس گروهى از بزرگان اين علم را اسم مىبرد ( هر چند صاحب كتاب و تأليفى نبوده‌اند ، از آن جمله : « سلمان فارسى » است كه از على عليه السلام درباره‌اش نقل شده كه فرمود : « سَلْمانُ الْفارِسى مِثْلُ لُقْمانِ الْحَكيمِ - عَلِمَ عِلْمَ الْاوَّلِ وَ الْاخِرِ ، بَحْرٌ لايُنْزَفُ ، وَ هُوَ مِنَّا اهْلَ الْبَيْتِ ؛ سلمان فارسى همانند لقمان حكيم است - دانش اوّلين و آخرين را داشت و او درياى بى پايانى بود و او از ما اهل بيت است . » « 2 » 2 - « ابو ذر غفارى » است ( كه عمرى را در ترويج اخلاق اسلامى گذراند و خود نمونهء اتمّ آن بود . درگيرىهاى او با خليفهء سوم « عثمان » و همچنين « معاويه » در مسائل اخلاقى معروف است ؛ و سرانجام جان خويش را نيز بر سر اين كار نهاد .
هامش
( 1 ) . رسالهء حقوق امام سجّاد عليه السلام و دعاى مكارم الاخلاق و بسيارى از دعاها و مناجاتهاى ديگر نيز در طليعهء آثار معروف اخلاقى در اسلام قرار دارند كه هيچ اثرى با آنها برابرى نمىكند . ( 2 ) . بحار ، ج 22 ، ص 391 .