4 - شكستن پيمانهاى معنوى بطور مكرّر ، ممكن است انسان را براى هميشه از فوائد و بركاتى محروم سازد !
5 - حمايت از مستضعفان ، خيرخواهى يتيمان و مبارزهء با ظالمان و كافران اغواگر ، وظيفهاى است كه هر بهائى را مىتوان در برابر آن پرداخت .
6 - انسان هر قدر عالم و آگاه باشد ، نبايد به علم و دانش خويش مغرور گردد و تصّور كند ماوراى علوم او علوم ديگرى نيست ؛ چرا كه اين تصوّر او را از رسيدن به كمالات بيشتر باز مىدارد .
7 - خداوند بزرگ در اين عالم هستى ، مأموران ويژهاى دارد كه آنها را بىسروصدا به يارى بندگان مظلوم و با اخلاص مىفرستد ، تا از طرق مختلف آنان را يارى كنند ، و اينها از الطاف خفيّهء الهيّه است كه هر انسان با ايمانى مىتواند در انتظار آن باشد -
و فوائد و بركات ديگر .
اين داستان خواه جنبهء آموزش واقعى براى موسى عليه السلام داشته باشد و يا جنبهء سرمشق براى ديگران ، هر چه باشد ، در مورد مطلبى كه ما به دنبال آن هستيم تفاوتى نمىكند .
كوتاه سخن اين كه : نياز به رهبر و دليل راه در طريق افزايش علم و تهذيب نفوس نيازى است حتمى و غير قابل انكار !
* * *
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٨٥