مىخورند ! عرض كردند : اى رسول خدا ! اين مسأله را براى ما حل كن ( آنها چه كسانى هستند ؟ ) فرمود : آنها كسانى هستند كه به خاطر خدا يكديگر را دوست دارند و براى خدا با يكديگر مجالست مىكنند ، و براى خدا به ديدار هم مىروند ! » « 1 »
8 - در حديث ديگرى ( يا در ادامهء حديث بالا ) مىخوانيم : پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود :
« لَو انَّ عَبْدَيْنِ تَحابَّا فِى اللَّهِ احَدُهُما بِالْمَشْرِقِ وَ الآخَرُ بِالْمَغْرِبِ لَجَمَعَ اللَّهُ بَيْنَهُما يَوْمَ القِيامَةِ وَ قالَ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله افُضَلُ الأَعَمالِ الْحُبُّ فِى اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِىاللَّه ؛ اگر دو بنده ( از بندگان خدا ) يكديگر را به خاطر خدا دوست دارند ، يكى در مشرق باشد و ديگرى در مغرب ، خداوند آن دو را در قيامت در بهشت كنار هم قرار مىدهد ، و فرمود : برترين اعمال حبّ فى اللّه و بغض فى اللّه است . » « 2 »
اين حديث نشان مىدهد كه محكمترين پيوند در ميان انسانها ، پيوندِ مكتبى است ، كه سبب همگونى در اخلاق و رفتارهاى انسانى مىشود ؛ بديهى است آنها كه يكديگر را به خاطر خدا دوست دارند ، صفات و افعال خداپسندانه را در يكديگر مىبينند ، و همين حبّ فى اللَّه و بغض فى اللَّه گام مؤثّرى براى تربيت نفوس آنها است .
9 - در حديث قدسى مىخوانيم : خداوند به موسى عليه السلام فرمود : « هَلْ عَمِلْتَ لِى عَمَلًا ؟ ! قالَ صَلَّيْتُ لَكَ وَ صُمْتُ وَ تَصَدَّقُتُ وَ ذَكَرْتُ لَكَ ، قالَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى ، وَ امَّا الصَّلَوةْ فَلَكَ بُرهانٌ ، وَ الصَّوْمُ جُنَّةٌ وَ الصَّدَقَةُ ظِلٌّ ، وَ الذِّكُرْ نُورٌ ، فَاىُّ عَمَلٍ عَمِلْتَ لِى ؟ ! قالَ مُوْسى : دُلَّنِى عَلَى العَمَلِ الَّذى هُوَ لَكَ ، قالَ يا مُوسى هَلْ والَيْتَ لِى وَلِيّاً وَ هَلْ عادَيْتَ لى عَدُوّاً قَطُّ فَعَلِمَ مُوسى انَّ افْضَلَ الْأَعْمالِ الْحُبُّ فِى اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِى اللَّهِ ؛ آيا هرگز عملى براى من انجام دادهاى ؟ موسى عرض كرد : آرى ! براى تو نماز خواندهام ، روزه گرفتهام ، انفاق كردهام و به ياد تو بودهام ؛ فرمود : امّا نماز براى تو نشانهء ( ايمان ) است ، و روزه سپر آتش ، و انفاق سايهاى در محشر ، و ذكر خدا نور است ؛ كدام عمل را براى من به جا آوردهاى اى موسى ! عرض كرد خداوندا ! خودت مرا در اين مورد راهنمايى فرما ! فرمود : آيا هرگز به خاطر من كسى را دوست داشتهاى ، و به خاطر من كسى را دشمن داشتهاى ؟ ( در
هامش
( 1 ) . بحار ، جلد 66 ، صفحهء 352 ، حديث 32 .
( 2 ) . همان مدرك .