پشت سر بگذارند و جادّهء خود را به سوى كمالات انسانى و ملكات فاضلهء اخلاقى ، نورانى و هموار سازند .
در پايان اين بحث ذكر سه نكته لازم به نظر مىرسد :
1 - حقيقت ذكر چيست ؟
به گفتهء « راغب » در « مفردات » ذكر دو معنى دارد ؛ گاه به معنى حضور چيزى در ذهن ( يادآورى ) و گاه بهمعنى حفظ و نگاهدارى معارف و اعتقاداتِ حق در درون جان است .
بزرگان اخلاق گفتهاند : « ذكر خدا » تنها اين نيست كه نام خدا را بر زبان بياوريم و مكرّر تسبيح و تهليل و تكبير گوئيم ؛ بلكه منظور آن است كه با تمام قلب ، متوجّه او و عظمتش باشيم ، و او را همه جا حاضر و ناظر بدانيم .
بىشك چنين ذكرى سرچشمهء حركت به سوى نيكيها و خوبيها است ، و مىتواند ميان انسان و گناه و رذائل اخلاقى سدّ محكمى ايجاد كند .
به همين دليل ، در حديثى مىخوانيم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : سه چيز است كه اين امّت طاقت آن را ندارند ( و از هركسى ساخته نيست ) : مواسات با برادران دينى ، در مال ؛ و دادن حقّ مردم ؛ و ذكر خدا در هر حال ؛ سپس افزود : « وَ لَيْسَ هُوَ سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا الهَ الَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ اكْبَرُ وَلكِنْ اذا وَرَدَ عَلى ما يَحْرُمُ عَلَيْهِ خافَ اللَّهَ عزَّوَجَلَّ عِنْدَهُ وَ تَترُكَهُ ؛ ذكر تنها گفتن سُبْحانَ اللَّهِ و الْحَمْدُ لِلَّهِ و لا الهَ الَّا اللَّهُ و اللَّهُ اكْبَرُ نيست ، بلكه هنگامى كه زمينههاى حرام فراهم گردد ، از خدا بترسد و آن را ترك گويد . » « 1 »
شبيه همين معنى با مختصر تفاوتى از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل شده است . « 2 »
در حديث ديگرى از حضرت على عليه السلام مىخوانيم : « الذِّكْرُ ذِكْرانِ : ذِكْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ حَسَنٌ جَمِيلٌ وَ افْضَلُ مِنْ ذلِكَ ذِكْرُ اللَّهِ عِنْدَ ماحَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْكَ فَيَكُونَ ذالِكَ حاجِزاً ؛ ذكر بر دو گونه است : ياد خدا كردن به هنگام مصيبت ( و شكيبايى نمودن ) زيبا و جالب است ، و از آن برتر ، آن است كه خدا را در برابر گناهان ياد كنى ، و ميان تو و حرام سدّى ايجاد نمايد ! » « 3 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 90 ، صفحهء 151 ، حديث 4 .
( 2 ) . همان مدرك ، حديث 5 و 6 .
( 3 ) . بحار ، جلد 75 ، صفحهء 55 .