آيه تناسب بيشترى دارد .
* * * در سومين آيه ، سخن از نخستين وحى الهى به موسى بن عمران است كه در سرزمين طور و وادى ايمن ، از كنار درختى اين پيام الهى را شنيد : من خدا هستم ! معبودى جز من نيست ، مرا پرستش كن ، نماز را برپا دار تا به ياد من باشى ! » ( انَّنِى انَا اللَّهُ لا الهَ الَّا انَا فَاعْبُدْنى وَ اقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرى )
در اينجا ، در حقيقت ، فلسفهء اصلى نماز ذكر خدا شمرده شده است ، و در نخستين وحى الهى به موسى عليه السلام توجّه به ذكر اللَّه گوشزد شده و اين به خاطر اهمّيّت فوقالعادهء ذكر است ، بخصوص اين كه مسألهء نماز و ذكر اللَّه بلافاصله بعد از بحث توحيد ذكر شده است .
* * * در چهارمين آيه ، مخاطب موسى و برادرش هارون هستند ، در آن زمان كه فرمان نبوّت موسى عليه السلام صادر شده ، و مأمور مىشوند براى مبارزه با فرعون آماده گردند ، مىفرمايد : تو و برادرت با آيات من ( كتاب آسمانى و معجزات ) به سوى فرعون برويد ، و در ذكر من كوتاهى و سستى نكنيد ! ( اذْهَبْ انْتَ وَاخُوكَ بِآياتى وَ لا تَنِيا فى ذِكْرى )
دستور به ذكر خدا آن هم بدون سستى به هنگام مبارزه با طغيانگرى همچون فرعون ، بسيار پرمعنى است ؛ اين امر نشان مىدهد كه ذكر خداوند تا چه اندازه در قدرت و قوّت و شجاعت و شهامت انسان اثر دارد ، و به او نيرو و توان براى مبارزه مىبخشد كه در اين هنگام به آن دستور داده شده است .
در تفسير « فى ظِلال » مىخوانيم كه در توضيح اين آيه مىگويد : « خداوند به موسى و هارون گفت كه ذكر و ياد من ، وسيلهء كار شما ، و اسلحهء برنده ، و تكيه گاهى است كه مىتوانيد به آن متّكى شويد ! » « 1 »
بعضى از مفسّران « ذكر » را در اين آيه به معنى ابلاغ دعوت نبوّت و بعضى به معنى مطلق امر و فرمان ، و بعضى به معنى ياد خدا گرفتهاند ، در حالى كه هيچ منافاتى بين اين
هامش
( 1 ) . « فى ظلال القرآن » ، جلد 5 ، صفحهء 474 .