بزرگ الهى به خاطر ارادهء نيرومندشان « اولوا العزم » ناميده شدهاند . « 1 »
قرآن خطاب به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىگويد : « فَاذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ ؛ ( نخست با يارانت مشورت كن ) و هنگامى كه تصميم گرفتى ( محكم بايست و ) توكّل بر خدا كن ! » ( سورهء آل عمران ، آيهء 159 )
در مورد حضرت آدم عليه السلام مىفرمايد : « وَ لَقَدْ عَهِدْنا الى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِىَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً ؛ ما از آدم پيمان گرفته بوديم ( كه نزديك درخت ممنوع نشود و فريب شيطان را نخورد ) ولى او فراموش كرد ، و عزم و ارادهء محكمى ( براى وفاى به عهد ) در او نيافتيم . » ( سورهء طه ، آيهء 115 )
در روايات اسلامى نيز اشارات قابل ملاحظهاى به اين معنى شده است :
از جمله ، در يكى از دعاهاى ماه رجب از امام كاظم عليه السلام مىخوانيم : « وَ قَدْ عَلِمْتُ انَّ افْضَلَ زادِ الرَّاحِلِ الَيْكَ عَزْمُ ارادَةٍ يَخْتارُكَ بِها وَ قَدْ ناجاكَ بِعَزْمِ الْأِرادَةِ قَلْبِى ؛ من به خوبى مىدانم كه برترين زاد و توشهء رهروان راه تو ، ارادهء محكمى است كه تو را به وسيلهء آن برگزيند ، و دل من با ارادهء محكم به مناجات تو پرداخته است . » « 2 »
و در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : « انَّما قَدَّرَ اللَّهُ عَوْنَ الْعِبادِ عَلى قَدْرِ نِيَّاتِهِمْ فَمَنْ صَحَّتْ نِيَّتُهُ تَمَّ عَوْنُ اللَّهِ لَهُ ، وَ مَنْ قَصُرَتْ نِيَّتُهُ قَصُرَ عَنْهُ الْعَوْنُ بِقَدْرِ الَّذِى قَصَّرهُ ؛ خداوند به قدر نيّتهاى بندگان به آنها كمك مىكند ، كسى كه نيّت صحيح و ارادهء محكمى داشته باشد ، يارى خداوند براى او كامل خواهد بود ، و كسى كه نيّتش ناقص باشد به همان اندازه يارى الهى در حقّ او كم خواهد شد . » « 3 »
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : « ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمَّا قَوِيَتْ عَلَيْهِ النِّيَّةُ ؛ هنگامى كه نيّت محكم و قوى باشد ، بدن ( از پذيرش كارهاى سخت و سنگين در راه وصول به مقصود ) ضعيف و ناتوان نخواهد شد . » « 4 »
هامش
( 1 ) . در مقاييس اللّغه آمده است كه « عزم » در اصل به معنى قطع و بريدن چيزى است ( از آنجا كه به هنگام تصميم گيرى قاطع گويى انسان چيزى را مىبرد و جدا مىكند به آن عزم گفته شده است ) .
( 2 ) . محدّث قمى در مفاتيح در اعمال ماه رجب اين دعا را از اقبال ابن طاووس نقل كرده است .
( 3 ) . بحار الانوار ، جلد 67 ، صفحهء 211 .
( 4 ) . بحار الانوار ، جلد 67 ، صفحهء 205 ، حديث 14