محيط آلوده و تمام امورى كه به پيشرفت مفاسد اخلاقى در وجود انسان كمك مىكند ، ضرورت دارد .
در طبّ جسمانى گاه نياز به جرّاحى مىافتد و طبيب جرّاح با چاقوى جرّاحى به درمان بيمار مىپردازد ، در طبّ روحانى نيز چنين مواردى پيشبينى شده است ؛ حدود و تعزيرات و مجازاتهاى گوناگون در برابر پارهاى از اعمال منافى اخلاق نيز به منزلهء جرّاحى است .
در طبّ جسمانى دو مرحلهء مشخّص ترسيم شده ، طبّ پيشگيرى و طبّ درمانى كه معمولًا از اوّلى به عنوان بهداشت ، و از دومى به عنوان درمان تعبير مىكنند ، در طبّ روحانى و اخلاقى نيز همين دو مرحله وجود دارد ، و معلّمان اخلاق از يك سو براى درمان آلودگان برنامهريزى مىكنند ؛ و از سوى ديگر ، براى پيشگيرى از آلودگى سالمان .
تعبيرهايى كه در خطبهء 108 نهج البلاغه دربارهء شخص پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وارد شده بود كه هم سخن از مرهمها به ميان آمده بود ، و هم ابزار داغ كردن و سوزاندن زخمها ، بيانگر تنوّع درمانها در طبّ اخلاقى همانند طبّ جسمانى است .
در طبّ جسمانى ، يك رشته دستورهاى كلّى براى درمان بيماريها است و يك رشته دستورهايى كه ويژهء هر يك از بيماريها مىباشد ؛ در طبّ روحانى نيز همين گونه است ؛ توبه ، ذكر خدا ، نماز و روزه و عبادات ديگر ، و محاسبه و مراقبه ، اصول كلّى درمانند ؛ و در هر يك از بيماريهاى اخلاقى نيز دستورهاى ويژهاى در روايات اسلامى و كتب اخلاقى وارد شده است .
* * *
ديدگاه سوم ، ديدگاه سير و سلوك است .
در اين ديدگاه ، انسانها به مسافرانى تشبيه شدهاند كه از نقطهء عدم به راه افتاده و به سوى لقاء اللَّه و قرب ذات پاك حق كه از هر نظر بىنهايت است پيش مىروند .
در اين سفر روحانى مانند سفرهاى جسمانى دليل راه و مركب و زاد و توشه و نفى