سپس امام فرمود : اين لشكريان عقل بطور كامل جمع نمىشود مگر در پيامبر يا وصّى پيامبر يا مؤمنى كه خداوند قلبش را براى ايمان آزموده و شايستگى پيدا كرده است ، ولى ساير دوستان ما بعضى داراى بخشى از اين لشكريانند و در راه تكميل آن و طرد لشكر جهل از خود مىباشند و در آن هنگام در درجهء بالا با انبياء و اوصياء قرار مىگيرند ، و اين در صورتى ممكن است كه آگاهى كافى نسبت به عقل و لشكريانش و دورى از جهل و لشكريانش حاصل شود ؛ خداوند ما و شما را براى اطاعتش و كسب رضاى او موفّق دارد ! « 1 »
حديث بالا ، حديث جامعى دربارهء اصول و فروع اخلاق اسلامى است كه بعضى از صاحبنظران آن را بطور مستقل موضوع بحث قرار داده ، و كتاب جداگانهاى پيرامون آن نوشتهاند .
* * * 2 - در حديثى كه در نهج البلاغه در كلمات قصار آمده است مىخوانيم كه از امام امير مؤمنان على عليه السلام دربارهء ايمان پرسيدند ( ذيل حديث نشان مىدهد كه منظور از ايمان ، ايمان علمى و عملى است كه اصول اخلاق را نيز شامل مىشود ) امام در جواب فرمود :
« الْايْمانُ عَلى ارْبَعِ دَعائِمَ ، عَلَى الصَّبْرِ وَالْيَقينِ وَالْعَدْلِ وَالْجِهادِ ؛ ايمان بر چهار پايه قرار دارد : بر صبر و يقين و عدالت و جهاد . »
سپس افزود « وَالصَّبْرُ مِنْها عَلى ارْبَعِ شُعَبٍ ، عَلَى الشَّوْقِ وَالشَّفَقِ وَالزُّهْدِ وَالتَّرَقُّبِ ؛ صبر نيز بر چهار پايه استوار است ؛ بر شوق و ترس و زهد و انتظار . » ( شوق به بهشت و پاداشهاى الهى ، و ترس از كيفرها و دوزخ ، كه مايهء حركت به سوى خوبيها و پرهيز از بديها است ) و زهد و بىاعتنايى نسبت به زرق و برق دنيا كه سبب مىشود انسان مصائب را ناچيز شمرد ، و انتظار مرگ و پايان زندگى كه انسان را به انجام اعمال نيك تشويق مىكند .
بعد افزود : « وَالْيَقينُ مِنْها عَلى ارْبَعِ شُعَبٍ ، عَلى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ وَتَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ ، وَمَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ ، وَسُنَّةِ الْاوَّلِينَ ؛ يقين نيز بر چهار بخش تقسيم مىشود : بينش در هوشيارى
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 20 تا 23 ، حديث 14 .