تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
به اندازه آفريد و آنچه را كه مىخواست صورت‌بندى كند ، صورت بخشيد و صورت زيبا هم بخشيد .
وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى ،
براى هرچيز ، نهايتى قرار داد و آن را بدان راه نمود . بهترين تفسير براى اين آيه سخن امام على عليه السّلام است كه فرمود : « خداوند بقا و هستى آنچه را آفريده ، تعيين نموده و آن را استوار گردانيده است و از روى لطف آن را سامان بخشيده و كدام را به چيزى اختصاص داده كه براى آن آفريده شده است . از اين رو ، [ هيچ‌كدام ] از حدودى كه برايش تعيين گشته فراتر نرفته و در رسيدن به مقصود كوتاهى نكرده است » .
وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى ،
خداوند گياهان را براى بهره‌بردارى مردم و روزى حيوانات بيرون آورد .
فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوى .
« الغثاء » : خشك . « الأحوى » : سياه‌گونه . بديهى است كه از گياهان هم در حالى كه تر و تازه باشند بهره مىگيرند و هم در حالى كه خشك و كهنه باشند ، چون در اين حالت ، به عنوان علف و آذوقهء حيوانات از آن بهره مىگيرند . اين آيه اشاره بدين نكته دارد كه هر موجود زنده‌اى رو به نابودى است .
سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى .
اين جمله ، مژده‌اى است از سوى خدا به پيامبرش ، بدين ترتيب كه قرآن به زودى بر قلب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل مىشود و در آن پايدار مىماند و حتّى يك حرف از آن از دست او نمىرود . نظير اين آيه ، در آيهء 17 از سورهء قيامت بيان شد .
إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ .
برخى از مفسّران گفته‌اند : معناى اين سخن خداوند آن است كه خداوند هيچ چيز از قرآن را از ياد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نمىبرد ، مگر آيه‌اى را كه نسخ كند . ليكن ما با كسانى هم‌عقيده هستيم كه مىگويند : هدف از اين استثنا ، توجّه دادن به اين مطلب است كه حفظ و فراموش نكردن ، تفضّل و بخششى است كه از سوى خدا بر پيامبرش و امر حتمى و واجب نيست و اگر خدا اراده مىكرد كه قرآن را از ياد پيامبر ببرد ، هرآينه اين كار را مىكرد و چيزى نمىتوانست مانع از آن شود . از اين قبيل است سخن خداوند : « و تا آسمان‌ها و زمين باقى هستند در آن‌جا ، جاودانه بمانند ، مگر آنچه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 89 | محمد جواد مغنية