تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
مىگزيند . ( 11 ) آن‌كه به آتش بزرگ جهنّم درافتد . ( 12 ) و در آن‌جا نميرد و نه زنده باشد . ( 13 ) هرآينه پاكان رستگار شدند . ( 14 ) آنان‌كه نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند . ( 15 ) آرى شما زندگى اين جهان را برمىگزينيد . ( 16 ) حال آن‌كه آخرت بهتر و پاينده‌تر است . ( 17 ) اين سخن در صحيفه‌هاى نخستين است . ( 18 ) صحيفه‌هاى ابراهيم و موسى . ( 19 )

اعراب

« اسم ربّك » مفعول براى « سبّح » . اين فعل گاهى بنفسه متعدّى است همانند اين آيه و گاهى به وسيلهء « با » متعدّى مىشود نظير سخن خداوند :
« فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ » .
« 1 » « الأعلى » صفت براى « ربّك » است و هم‌چنين ، « الّذى خلق » . « فلا تنسى » « لا » نافيه و به معناى « فما تنسى » است . « ما شاء » « ما » به معناى « الّذى » و محلش نصب است . بنابر اين‌كه مستثنا مىباشد : « لا تنسى شيئا من القرآن الّا الّذى اراد اللّه ان تنساه منه » .
« الَّذِي يَصْلَى النَّارَ »
صفت براى « الأشقى » است .

تفسير

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى .
خطاب ويژهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، ليكن تكليف همگان را دربر مىگيرد و معناى آيه چنين است : خدا را از داشتن شريك ، همسر ، فرزند ، و هرچيزى كه شايستهء عظمت و بزرگى او نيست ، منزّه بدان . هيچ‌چيزى بر منزّه بودن خداوند ، بيش از كلمهء : « لا إله الا الله » دلالت نمىكند . اين‌كه خداوند به منزّه دانستن نام فرمان داده ، نه ذات ، بدين‌سبب است كه بالاترين تلاش انسان ، همان شناخت خدا از طريق نام‌هاى نيكو و صفات بزرگ اوست ، امّا ذات خدا را انديشه‌ها و فهم‌ها نمىتوانند بشناسند .
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى ،
آنچه را كه مىخواست بيافريند ، آفريد و
هامش
( 1 ) . نصر ( 110 ) آيه 3 .