تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
ستاره با درخشندگىاش آن را روشن مىسازد . صيغهء « ما أدراك » ، نشان‌گر بزرگى و عظمت مقام چيز است . خداى سبحان به ستارهء درخشنده سوگند ياد كرده ، تا بدين وسيله ، به سودمندى بزرگ و شگفتى ساختار آن توجّه دهد . امّا آنچه خداوند در اين‌جا به خاطر آن سوگند ياد كرده ، همان چيزى است كه خداوند بدان اشاره كرده و فرموده است :
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ ،
هركسى را نگهبانى است كه گفتار و كردارش را نگه مىدارد و حركت‌ها و اسرارش را برمىشمارد ، تا اين‌كه اجل وى به پايان رسد و پروردگارش را ديدار كند و كارهاى نيك و يا بدى را كه انجام داده ، ببيند ، به بيانى ديگر : « و پروردگار تو آگاهى يافتن و ديدن گناهان بندگانش را كافى است » . « 1 »
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ * خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ * يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ .
مراد از « ماء دافق » ، نطفه است . « الصلب » : هر استخوانى از كمر كه داراى بندهايى است . « الترائب » : جايى از سينه كه گردن‌بند بر روى آن قرار مىگيرد و نيز مراد از صلب ، صلب مرد و مراد از ترائب ، ترائب زن است و همين دو ، منبع نطفه‌اى است كه انسان از آن زاده مىشود . از مدّت‌ها پيش ، دانش نوين ، به اين حقيقتى كه بر زبان يك انسان عربى و محروم از سواد آمده است پىبرد . معناى آيه چنين است : اى انسان ، وقتى آگاه شدى كه خداوند نهان و آشكار تو را مىداند ، بايد به خودت بنگرى و دربارهء وجودت بيانديشى كه از يك نطفه آغاز شدى و از پشت پدرت و سينهء مادرت بيرون آمدى و آن‌گاه در يك جايگاه استوار تا وقت مشخص قرار گرفتى . . . تا اين‌كه به بهترين صورت درآمدى و از زندگى و عاطفه و ادراك برخوردار شدى . بيانديش و در اين‌باره تدبّر كن ، تا بدانى آن‌كه تو را به وجود آورده و هدايت كرده ، قادر است كه تو را بار ديگر زنده كند و همين ، معناى سخن خداوند است .
إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ .
بنابراين ، نشئه نخست دليل است بر نشئه دوم .
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ * فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ .
« السّرائر » : جمع « سريرة » به معناى راز است . « تبلى » : با آشكار شدن ، مورد
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيه 17 .