ستارگان همچون برج بزرگ به نظر مىآيد . برخى گفتهاند : مراد از بروج ، منزلهاى دوازدهگانهاى هستند كه عرب آنها را مىشناسند و خورشيد اين برجها را ، در ظاهر ، در طى يك سال مىپيمايد و آنها عبارتند از : حمل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سنبله ، ميزان ، عقرب ، قوس ، جدى ، دلو و حوت . حال ، چه معناى نخست مراد باشد ، چه معناى دوم و چه هر دو ، هدف ، توجّه دادن به ساختار دقيق و حكم فراوانى است كه در ستارگان به چشم مىخورد ، تا ما بدينوسيله ، بر وجود و عظمت آفريدگار استدلال كنيم .
وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ .
مراد ، روز قيامت است .
وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ .
دربارهء معناى « شاهد و مشهود » ، اقوالى و نظرگاههاى مختلفى وجود دارند و برخى از مفسّران ، تعداد اين اقوال را به 48 قول رساندهاند كه 16 قول دربارهء معناى « شاهد » و 32 قول دربارهء معناى « مشهود » است ! شيخ محمّد عبده مىگويد : مراد از شاهد ، در اينجا هر چيزى است كه داراى حسّى باشد كه به وسيلهء آن نظاره كند و مراد از مشهود ، چيزى است كه نظاره شده است . او براى درستى اين تفسير به دو دليل استدلال كرده است : اولا : اين معنا حقيقتى است كه ظاهر لفظ بر آن دلالت دارد . ثانيا : خداوند نخستينبار به ستارگان آسمان سوگند ياد كرده است و در اين ستارگان هم غيب است و هم شهود . امّا شهود ، بدين دليل كه روشنايى ، حركتها و برآمدن و پنهان شدن ستارگان ، همگى احساس و مشاهده مىشود . امّا غيب ، بدين سبب كه حقيقت اين ستارگان و نيروهاى نهفته در آن ، قابل مشاهده و حسّ نمىباشد . وانگهى خداوند به روز قيامت سوگند ياد كرده كه فقط يك امر غيبى است و هيچ ارتباط دور و يا نزديكى به مشاهده ندارد . سپس خداوند به شاهد و مشهود سوگند ياد كرده است ، يعنى به چيزى كه شهادت صرف است ، بر اين اساس ، خداوند به همهء جهان هستى سوگند خورده است : چه آنها كه تنها از عالم غيب است ، چه آنها كه تنها از جهان شهادت و حضور است و چه آنها كه از اين دو جهان با هم مىباشد .