نفت و ديگر معادن ، شيوههاى بهرهكشى نيز تحوّل پيدا كرد . در دورهء اخير ، كمفروشان اين دوره ، بهترين ابزار انباشتن ثروتها و نگهدارى سودها در بالاترين سطح را در ايجاد جنگ و سياست دويدن به دنبال سلاح يافتهاند .
تاريخ كمفروشى با آنچه خداوند بدان اشاره كرده است ، آغاز مىشود :
الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ ،
وقتى براى مردم كيل مىكنند و يا برايشان مىكشند ، پيمانه و ترازو را به كار مىبرند ، ليكن دو نوع پيمانه و دو نوع ترازو دارند . بنابراين ، آنها بيشتر مىگيرند و كمتر مىدهند و دليل اين كار آن است كه كمفروشان آنقدر نيرومند هستند كه مردم را بر طبق خواستههاى خود مجبور مىسازند . اين نيرو ، ممكن است ثروت باشد ، يا مقام ، يا احتكار و يا ديگر عوامل فشار . چه ، آنچه از ديدگاه ايشان اهمّيّت دارد ، همان سود است ، حال سببش هرچه باشد . معناى تطفيف و يا مطففين هرچه باشد ، در اينجا ، مقصود آن است كه هركس به ناحق از مردم چيزى را بستاند و يا از روى ستم و تجاوز ، از حق آنان جلوگيرى كند ، كمفروش محسوب مىشود .
أَ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ * لِيَوْمٍ عَظِيمٍ * يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ .
فرض كنيم كسانى كه اموال مردم را به ناحق مىخورند ، ديدار خدا و آتش و بهشت او را باور ندارند ، ليكن آيا آن را گمان هم ندارند و يا دستكم ، احتمال هم نمىدهند ؟
در حالى كه تنها احتمال اينكه انسان براى بازپرسى در پيشگاه پروردگار جهانيان مىايستد در جلوگيرى و خوددارى از مال حرام بسنده مىكند . چگونه انسان از چيزى كه گمان دارد و حتّى توهّم مىكند كه در زندگى دنيوى به او زيان برساند باز مىايستد و از چيزى كه گمان مىكند پروردگارش را با آن ديدار خواهد كرد خدايى كه هيچ خرد و كلانى از نظر او نمىگذرد مگر آنكه آن را مىشمارد و برطبق آن انسان را مجازات مىكند خوددارى نكند ؟ مگر اينكه انسان از روى يقين ، ديدار خدا را منكر شود [ آنان كه در اين صورت ، از خدا نمىترسد ] .