تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
نشود ، مشكلى وجود نخواهد داشت » . « الخنّاس » از « خنس » گرفته شده : هرگاه به تأخير افتد و دور شود و مراد از « خنّاس » در اين‌جا آن است كه هرگاه انسان به وسوسهء شيطانى توجّه پيدا كند و مخلصانه از آن به خدا پناه برد ، اين وسوسه از او دور مىشود و ناپديد مىگردد .
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ .
ظاهر آيه به روشنى نشان مىدهد كه مورد وسوسه يك نوع است و آن ، همان مردم هستند . امّا آن‌كه وسوسه مىكند دو نوع است : يكى از جنّيان است و ديگرى از آدميان . وسوسهء انسان به انسان ديگر آن است كه گناه را در نظر او بيارايد و او را بدان فريب دهد و اين مطلب بسيار روشن است . امّا اين‌كه جنّ چگونه آدمى را وسوسه مىكند ، خدا بهتر مىداند . ممكن است مراد از وسوسهء جنّ ، همان وسوسه نفس آدمى باشد كه از اندرونش سرچشمه مىگيرد ، نه از سخنان ديگران . حال ، منبع وسوسه هرچه باشد ، وظيفهء انسان آن است كه از هر بدى به پروردگارش پناه برد و به او چنگ درزند ، خواه اين بدى از نفس وى باشد و يا از ديگران . از نگارش اين تفسير ، در شامگاه 15 جمادى الآخر ، سال 1390 ه . مطابق با 18 آب سال 1970 م فراغت يافتم و حدود چهار سال به درازا كشيد كه شب و روز كار مىكردم . [ يادآورى : از سوى مترجم برگردان اين تفسير ارزنده نيز حدود پنج سال طول كشيد كه اين جانب با استمداد از خداوند و در كنار تربت پاك و مقدّس امام هشتم علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام توانستم اين پروژهء بزرگ را به پايان ببرم . از خداى بزرگ و مهربان مسئلت دارم كه اين جانب را از پيروان قرآن كريم قرار دهد و كار برگردان يك دوره تفسير كتابش را ذخيرهء روز قيامتم گرداند و ثوابى از آن را به ارواح پدر و مادرم كه عمرى را براى پرورش من رنج بردند و قرآن را به من آموختند برساند . كار ترجمهء اين تفسير ظهر روز جمعه ، 7 شوّال 1420 ه . ، برابر با 24 دى ماه 1378 به پايان رسيد و بدين‌سبب ، خدا را سپاس‌گزارم . ]