تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
براى مبتداى اول است . و « ما أدراك » « ما » مبتدا و جملهء « أدراك » خبر است . « ما القارعة » مبتدا و خبر . « يوم » منصوب به فعل محذوف : « تحدّث القارعة يوم يكون . . . » « ماهية » ، « ما » خبر مقدّم و « هى » مبتداى مؤخّر و « هاى » براى سكت است . « نار » خبر براى مبتداى محذوف مىباشد : « هى نار حامية » .

تفسير

الْقارِعَةُ .
از نام‌هاى قيامت است ، زيرا اين روز بر اثر ترس‌هايى كه دارد ، دل‌ها را مىكوبد . از اين قبيل است الحاقّة ، الصّاخّة ، الطامّة و امثال آن :
مَا الْقارِعَةُ .
استفهام است كه هدف از آن ، بزرگداشت روز قيامت است .
وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ ،
چه چيزى تو را نسبت به روز قيامت آگاه كرده است ؟ چه ، اين روز بالاتر از تصوّر است .
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ .
اين آيه برخى از رخدادهاى قيامت را بيان مىكند ، نه حقيقت اين روز را ، « الفراش » : پروانه : پرندهء كوچكى است كه شبانه خود را بر روى چراغ مىاندازد . « المبثوث » : پراكنده . خداوند مردم را در روز قيامت به حال پروانه تشبيه كرده است كه همانند آن نادان و سرگردانند و در درون آتش مىافتند .
وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ .
« العهن » : پشم . « النفش » : جدا شدن برخى از موهاى آن از برخى ديگر .
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ .
مراد كسى است كه نيّت او پاك و كارش شايسته باشد .
فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ ،
زندگى پسنديده و گوارا .
وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ .
مراد كسى است كه نيّت او ناپاك و كارش زشت باشد . ما دربارهء حقيقت ميزان در روز قيامت در جلد پنجم ، در بخش : « ميزان در روز قيامت و صاحب اسفار » به تفصيل سخن گفتيم .
فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ .
مراد از « امّه » در اين‌جا چيزى است كه او را پناه مىدهد و دربر مىگيرد [ - جايگاه او ] . و مقصود از « هاوية » جهنّم است ، زيرا شخص جنايتكار در آن فرو مىافتد . خداى سبحان معناى اين واژه را بيان كرده است :
وَ ما