انكار كند . حكم در آيه به اعتبار غالب افراد انسان است و معناى آن چنين است :
بيشترين مردم در هنگامهء نعمت ، خدا را فراموش مىكنند و با بخشش از اين نعمت در راه خدا ، او را سپاس نمىگزارند . پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : كنود ، كسى است كه تنها مىخورد ، زيردستش را كتك مىزند و از دادن عطاى او خوددارى مىكند .
وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ ،
كارهاى انسان ناسپاس ، با زبان حال عليه او گواهى مىدهد كه وى منكر نعمتهاى خداوند است . بدترين نوع كفر به خدا و نعمتهايش آن است كه انسان بخواهد بر بندگان خدا و عيالش سلطه پيدا كند .
وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ .
مفسّران گفتهاند : مراد از خير در اينجا مال است .
بىترديد اگر كسى دوستىاش نسبت به مال و ثروت شدّت يابد ، از انسانيّت تهى مىشود و به هر ارزشى كفر مىورزد ، مگر آن ارزشى كه وسيلهاى براى گردآورى ثروت باشد . اگر ما دربارهء عواملى كه موجب مصيبتها و رنجهاى انسانيّت مىشود تحقيق كنيم ، مىبينيم كه اين عوامل در رقابت بر سر ثروتها و گردآورى مال نهفتهاند . هاربرت ماركيوز كه استاد فلسفه در دانشگاههاى كولومبيا و هارفارد و پرانديز در ايالات متّحدهء آمريكاست ، در كتابش به نام الانسان ذو البعد الواحد مىگويد : « در عصرى كه جز بدى نمىآفريند ، نيكى از كجا بيايد ، چون مادّه به گونهاى بر اين عصر مسلّط شده است كه انسان را به صورت برده درآورده و او خود ، ارباب نيرومند و حاكم است » .
أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ * وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ * إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ .
ضمير مستتر در « يعلم » به انسان و يا « كنود » برمىگردد و مفعول « يعلم » محذوف است : « أفلا يعلم الانسان مآله و مصيره ؟ بعثر فى ما فى القبور » : مردگان به منظور حسابرسى و كيفر از گورها بيرون مىآيند .
وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ
: نيّتها و نهانهاى سينهها آشكار گردند . ضمير « بهم » به كسانى كه از گورها برانگيخته مىشوند برمىگردد . واژهء « خبير » اشاره بديننكته دارد كه خدا از هدفها و اعمال