« موريات » ، زيرا « ورى » دربر دارندهء معناى قدح است و نظير « قمت وقوفا » مىباشد .
« صبحا » منصوب است بر ظرفيت . « فأثرن » ، نون علامت تأنيث است . « نقعا » مفعول به و همانند آن است « جمعا » . ابو البقاء مىگويد : « جمعا » حال است . « انّ الانسان » . جواب قسم مىباشد . « لربّه » متعلّق به « كنود » و « على ذلك » متعلّق به « شهيد » است . « لحبّ الخير » متعلّق به « شديد » و « يومئذ » متعلّق به « خبير » مىباشد .
تفسير
در تفسير مجمع البيان و ديگران آمده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يك سريه [ - گشت نظامى ] را به محلّهء بنى كنانه فرستاد و زمان بازگشت اين سريه به درازا كشيد . بنابراين ، منافقان گفتند : افراد اين سريه به قتل رسيدهاند . پس اين سوره نازل شد كه سلامتى آنها را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خبر مىدهد و ياوهگويان را تكذيب مىكند .
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً .
« عاديات » جمع « عادية » كه از « عدو » گرفته شده و اين واژه به معناى تند دويدن است . مراد از « عاديات » در اينجا اسبان و برخى گفتهاند : شتران است . « الضبح » : صداى نفس كشيدن اين اسبان در هنگام دويدن مىباشد .
فَالْمُورِياتِ قَدْحاً .
« الموريات » از اين سخن عرب گرفته شده كه مىگويند : « اورى النّار : آتش را برافروخت » . « القدح » : زدن به منظور بيرون آوردن آتش و معناى آيه چنين است :
اسبان در هنگام دويدن با سمهاى خود به سنگ مىزنند و از اين سنگ جرقههاى آتش به فضا مىپرند .
فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً ،
اسبان در بامدادان به دشمن حمله مىكنند ، تا وى را غافلگير سازند .
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً .
« اثرن » : به حركت درآورند . ضمير « به » به بامداد برمىگردد و « با » ظرفيه است : فيه . « نقع » : غبار .
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً .
« وسطن » :
توسطن . نيز ضمير « به » به بامداد برمىگردد . مراد از جمع در اينجا ، گرد آمدن دشمن است و معناى آيه چنين مىباشد : اسبان در بامداد به دشمن هجوم بردند .
خداى سبحان به اسبان ميدان نبرد سوگند ياد كرده و به طور سزاوارتر به نيرو و